Parsiland Forums
بازگشت   پارسی لند > ادبیات و تاریخ ایران > فیلم و سینما > شبکه سوم سیما > خلاصه فیلم و سریال شبکه سوم سیما

سایت پارسی لند | Parsiland Forums




  

قسمت 60 سریال افسانه جومونگ 20 خرداد 1388   #1 (لینک)
Administer


Administer آواتار ها

مديريت كل سايت
 
Administer هم اکنون آنلاین است.
نام واقعی: سجاد*
نوشته ها: 20,941
سپاس از دیگران: 17,284 بار
سپاس شده: 15,503 بار
رشته دانشگاهی: عمران
دوستان من: 97 نفر
تیم من: پرسپولیس
تاریخ تولد: 25 اردیبهشت
محل سکونت: سرزمين پارسی
عضو پارسی لند: آبان 1387
حالت من: khoonsard2
نمایش پروفایل Administer    نمایش آلبوم های Administer   اضافه کردن Administer به لیست دوستان شما   گروه های دسته جمعی
Administer به Yahoo ارسال پیام
قسمت 60 سریال افسانه جومونگ قسمت 60 سریال افسانه جومونگ

سلام عزیزان
افراد جومونگ پسرعمه سوسانو رو می بینن و مخفیگاه شونو پیدا میکنن،پسر عمه دارویی رو که معلوم نیست اون موقع شب از کجا اورده به سویانگ میده،جومونگ با دیدن سوسانو هری دلش میریزه...


سونگ یانگ که نمیتونه بیشتر از این حقارت رو تحمل کنه تصمیم میگیره به گیه رو حمله کنه
بالاخره سوسانو به هوش میاد و از جومونگ بابت کمکش تشکر میکنه


چون اوضاعش خیلی وخیمه جومونگ پیشنهاد میکنه اون و سه تفنگدار حواس ارتش سانگ رو پرت کنن اینا هم یواشکی جیم بشن


یکی از سربازا سوسانو رو کول میکنه و به دستور جومانگ میرن گیه رو
جومونگ بهشون میگه تا من بهتون اوکی ندادم حمله نکنین



بالاخره یه جلسه میذارن و تو این جلسه ها هم جومونگ حرف خودشو به کرسی میشونه و میگه باید یه حمله اساسی به اینا بکنیم که ریششون کنده بشه ،اول ازهمه باید به حساب ارتش هان که دارن میان کمک اینا برسیم


سوسانو میرسه خونه و بیهوش و زار و نحیف میفته تو تخت و پزشک معالجه ش میکنه


عوضش یون تابال جلسه میگیره که چیکار کنیم و چیکار نکنیم ،عمه میگه من همین الان میرم به دست و پای سونگ یانگ میفتم ،تا ببخشدمون ،سویانگ ضایعش میکنه و میگه جومونگ گفته تا من بهتون خبر ندادم کاری نکنین


کاهن قصر هم که این همه راه رو کوفته و عنر عنر پاشده رفته پیش همون زن پیشگویی که کمان رو جومونگ داد ،با یه بقچه زیر بغل برمیگرده و به شاه میگه پیشگو کفته از این اب بزن به سرو صورتت بلکه حالت خوب بشه



کاهن دو زاری هم یه مراسم الکی برگزار میکنه و شاه خوب میشه


و اما روز حمله ارتش هان به ارتش دامول میرسه،مو پالمو و سربازا همه جا رو پر از بمبهای دو دی میکنن و وقتی ارتش هان میرسه تیرهای اتشی میندازن و الانفجار!!


توی هر قسمت جومونگ باید یه بخشی از هنرهاشو نشون بده،اینجا هم یه چند نفر رو با تیر و کمون مرحوم میکنه


این یه بلای اعظم بود که سر سونگ یانگ اومد ،برای همین حاکم هیون تو هر چی فحش خارجی بلده نثارش میکنه و میگه 2000تا از نیروهای منو واصل کردی به درک منم همین امشب میام ممکلتتو میگیرم
این سونگ یانگ بدبخت انقدر خفت میکشه که دیگه روش نمیشه التماس کنه



جومونگ با خوشحالی برمیگرده گوگوریو و اول از همه حضور ملکه تشریف فرما میشن که هنوز بیهوشه


ننه مرده تسو هم که در به در دنبال یه جایی میگرده که تصرف کنه و هیچ جا گیرش نمیاد ،تا میفهمه جومونگ اردوگاه رو ول کرده به امون خدا ،میپره اونجا و هر چی زن و مرد و بچه ست رو میکشه



وقتی که حال شاه یه کم بهتر میشه ،موقعش هست که کاهن خبری رو که از پیشگو گرفته به شاه بده،کاهن میگه که پیشگو گفته جومونگ یه قوم جدید تاسیس میکنه و میخواد زمینهای از دست رفته جوسیون رو پس بگیره


تا شاه اسم جوسیون رو میشنوه به کتابدارش میگه کتابهایی که تو قصر درباره جوسیون نوشته رو ببرن پیشش
اینجاست که همه قصر با مخلفاتش رو سر یونگ پوخراب میشه و به چه کنم چه کنم میفته


از شانس بدش تاجری هم که کتابها رو ازشون گرفته از بویو رفته
یونگ پو کتابدار رو مجبور میکنه به شاه بگه کتابها گم شدن و اونم بیخبره


کتابدار هم از ترس جونش به شاه میگه من فقط ده ساله که کتابدار قصرم و از اون موقع تا الان همچین کتابایی ندیدم
تسو بعد از کشتن اون همه ادم بی پناه برمیگرده تا به ددی ش خبر بده که چه شجاعتی به خرج داده ،ولی همه چی با خبری که نخست وزیر میاره به هم میریزه


نخست وزیر خبر میده که جومونگ با گیه رو متحد شده و همین روزاست که یه قوم جدید بسازه
شاه جلسه فوری میذاره و هر کسی یه نظر ی میده


همه میدونن که متحد شدن ارتش دامول با یه قومی که نزدیک بویو زندگی میکنند به ضرر بویو هست


شاه اعلام جنگ میکنه ولی وزیر مالیات میگه انقدر مردممون بدبخت شدن که نون ندارن بخورن ،کیو میخوای بفرستی جنگ؟
شاه می بینه چاره ای نداره جز اینکه رییس بیریو رو چاخان کنه ،برای همین یه نماینده میفرسته بیریو تا به سونگ یانگ بگن اگه غذا و سلاح سربازامونو تامین کنی ما هم بهت نیرو میدیم تا با ارتش دامول بجنگی
یه سو یا که می بینه او ضاع انقدر خطرناکه و امکان درگیری بویو و دامول هست از یوهوا میخواد زودتر از قصر فرار کنن


وقتی ندیمه ش بهش میگه از اینکه جومونگ رفته گیه رو و اونجا پیش سوسانو هست ناراحتم،یه سویا میگه درسته که خیلی وقته ندیدمش ولی جوری صورت جومونگ یادمه که انگار همین دیروز دیدمش ،حتما اونم منو فراموش نکرده...


جومونگ نقشه حمله به بیریو رو میکشه ولی کاهن بهش میگه بهتره که بدون جنگ اونا رو تسلیم خودت کنی


همینطور که همه مست پیروزی هستن ،یه سرباز خبر کشته شدن مردم باقیمونده اردوگاه رو میده و همه احساساتی میشن و میخوان پدر تسو رو در بیارن
جومونگ جلوی اویی که به شدت احساسی شده رو میگیره و اونو اروم میکنه


در همین اوضاع و احوال سوسانو هم به هوش میاد و به خاطر همه کارای جومونگ ازش تشکر میکنه


بالاخره استاد چان با یه عالمه نقشه و کتاب از جوسیون برمیگرده و اونا رو به جومونگ تحویل میده
جومونگ شاد وخندون از این که می بینه سرزمین ابا و اجدادیش چقدر وسیع بوده بشکن میزنه و بالا میندازه


چان به جوومونگ میگه که نامه رو به مادرش داده و ظاهرا حال اونو و همسرش خوبه


سونگ یانگ برای یه جنگ دیگه اماده میشه ولی چون تجهیزات کافی نداره از رییس های بقیه قبیله ها میخواد کمکش کنن،اونا میگن ما خودمون داریم از گرسنگی میمیریم ،نون و ابمون کجا بوده که بخوایم به تو بدیم


سونگ یانگ همه رو تهدید میکنه یا جیزی که میخوام بهم میدین یا همین الان کله همتونو میکنم
و اما توی قصر بویو ،ملکه ترتیبی میده که عروس قشنگه ،با باباش حاضر بشن و از اون طرف میگه تسو هم بیاد زن جدیدشو ببینه
تسو که میاد میگه این پنجه افتاب رو واست انتخاب کردم تا بگیریش از این وضع بی بچه بدون در بیای،ما وارث می خوایم...
تسو میگه خوبه و من باهاش ازدواج میکنم ولی باید صبر کنیم تا بویو از این وضعی که درش هست دربیاد



سولان که از همه این اتفاقها خبر داره به تسو میگه یه وقت ملاحظه منو نکنیا ،هر کاری دوست داری بکن (،اخه زن هم انقدر مظلوم و پاک نیت و انسان دوست میشه؟!!)
تائوچن،محافظش بهش میگه مطمئنی اگه زن بگیره ناراحت نمیشی؟ سولان که خیلی جونور تر از این حرفاست میگه وایسا من ملکه بشم،یک پدری از اینا در بیارم که اجدادشونو یاد کنن


سوسانو بعد از کلی ناز و ادا بالاخره از رختخواب میاد بیرون و تو کارای جومونگ سرک میکشه تا ببینه جومونگ میخواد چیکار کنه،جومونگ واسش توضیح میده اینا نقشه زمینای اجدادیمه و میخوام پسشون بگیرم،ظاهرا سو سانو هم باهاش موافقت میکنه و من باهاتم



از اون طرف ،موعد فرار یه سویا و یوهوا می رسه،یه سویا یه خورده غذا واسه نگهبانا میاره که داخلشون داروی بیهوشی ریخته و اونا هم بعد از خوردنش رو زمین ولو میشن


یه سویا و یوهو ا و ندیمه لباسای کهنه میپوشن و از قصر فرار میکنن


افسر سونگ وقتی می بینه نگهبانا خوابن وارد اتاق یوهوا میشه و نامه اونو واسه شاه پیدا میکنه


نامه رو به شاه میده و توی نامه نوشته شده که "دیگه نمیتونم به قولی که به شما دادم وفادار باشم و پیش شما بمونم،وقتی دیدم یه سویا رو به عنوان گروگان نگه داشتی خودم تصمیم گرفتم فراریشون بدم"


شاه عصبانی میشه و دستور میده هر چی اش خوره بفرستن دنبالشون و هر طوری شده برشون گردونن


یه سویا ،یوری ،یوهوا و ندیمه توی تاریکی شب ناپدید میشن....



منبع: سایت افسانه جومونگ



این مطلب با زحمات کاربرای این سایت جمع آوری شده است
اخلاق حکم می کند در صورت برداشت از سایت منبع را ذکر کنید!
__________________


امان از آن زمانی که بیفتد به روی نامه ام چشمان مهدی
دلش می گیرد و با چشم گریان بگوید این هم از یاران مهدی




 

آخرین ارسال Administer
موضوع انجمن آخرین نویسنده پاسخ نمایش تاریخ آخرین نوشته
قیمت تلویزیون های سه بعدی سامسونگ لوازم صوتی و تصویری Administer 1 328 28 مهر 1393 14:01
جزوه هندسه تحلیلی چهارم ریاضی دروس پایه Administer 0 95 23 مهر 1393 17:27
جزوه شیمی چهارم ریاضی دروس پایه Administer 0 80 23 مهر 1393 17:26
جزوه فیزیک چهارم ریاضی دروس پایه Administer 0 71 23 مهر 1393 17:26
جزوه حساب دیفرانسیل چهارم ریاضی دروس پایه Administer 0 86 23 مهر 1393 17:23
نمونه سوال های امتحانی ریاضی سوم ریاضی سری5 دروس پایه Administer 0 77 23 مهر 1393 17:21
نمونه سوال های امتحانی ریاضی سوم ریاضی سری4 دروس پایه Administer 0 59 23 مهر 1393 17:21
نمونه سوال های امتحانی ریاضی سوم ریاضی سری3 دروس پایه Administer 0 69 23 مهر 1393 17:20
نمونه سوال های امتحانی ریاضی سوم ریاضی سری2 دروس پایه Administer 0 45 23 مهر 1393 17:20
نمونه سوال های امتحانی ریاضی سوم ریاضی سری 1 دروس پایه Administer 0 68 23 مهر 1393 17:19


برچسب ها
میزنه, وضعی, بهم, جومونگ, زاری

  


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 

(نمایش همه كاربراني كه از اين موضوع بازدید نمودند: 3 نفر
8336, Administer, Alireza54321
ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش امتیاز به این موضوع
امتیاز به این موضوع:

انتخاب سریع یک انجمن


دانلود فایل,مقاله, سورس کد

Powered by vBulletin, Copyright ©2000 - 2014, Jelsoft Enterprises Ltd.
All right reserved ©2009 - 2014, Parsiland.com
کپی برداری از این سایت به هر نحو ممنوع می باشد!

Yahoo bot last visit powered by MyPagerank.Net

Parsiland Search Engine Garde
شما به این موضوع امتیاز داده اید: