انجمن پارسی لند
بازگشت   پارسی لند > فرهنگی و مذهبی > ترجمه، تفسیر، ترتیل قرآن > صحیفه سجادیه

سایت پارسی لند | Parsiland Forums




  

شرح صحيفه سجاديه : دعاى اول
نحوه نمایش ابزارهای موضوع  
شرح صحيفه سجاديه : دعاى اول 5 مرداد 1388   #1 (لینک)
Administer


Administer آواتار ها

مديريت كل سايت
 
Administer آنلاین نیست.

شرح صحيفه سجاديه : دعاى اول شرح صحيفه سجاديه : دعاى اول

سلام عزیزان
الحمدلله الاول بلا اول كان قبله و الآخر بلا آخر يكون بعده ، الذى قصرت عن رؤ يته اءبصار الناظرين و عجزت عن نعته اوهام الواصفين .
ابتدع بقدرته الخلق ابتداعا و اختر عهم على مشيته اختراعا، ثم سلك بهم طريق ارادته و بعثهم فى سبيل محبته لا يملكون تاءخيرا عما قدمهم اليه و لا يستطيعون تقدما الى ما اخرهم عنه .
و جعل لكل روح منهم قوتا معلوما مقسوما من رزقه لا ينقص من زاده ناقص و لا يزيد من نقص منهم زايد .
ثم ضرب له فى الحيوه اجلا موقوتا و نصب له امدا محدودا، يتخطا اليه بايام عمره و يرهقه باعوام دهره حتى ادا بلغ اقصى اثره و استوعب حساب عمره ، قبضه الى ما ندبه اليه من موفور ثوابه او محذور عقابه ليجزى الذين اساؤ ا بما عملوا و يجزى الذين احسنوا بالحسنى عدلا منه ، تقدست اسمائه و تظاهرت آلائه ، لا يسئل عما يفعل و هم يسئلون .
و الحمدلله الذى لو حبس عن عباده معرفه حمده على ما اءبلاهم من مننه المتتابعه و اسبغ عليهم من نعمه المتظاهره لتصرفوا فى مننه فلم يحمدوه و توسعوا فى رزقه قلم يشكروه و لو كانوا كذلك لخرجوا من حدود الانسانيه الى حد البهيميه فكانوا كما وصف فى محكم كتابه ان هم الا كالانعام بل هم اصل سبيلا .
و الحمدلله على ما عرفنا من نفسه و اءلهمنا من شكره و فتح لنا من ابواب العلم بربوبيته و دلنا عليه من الاخلاص له فى توحيده و جنبنا من الالحاد و الشك فى امره ، حمدا نعمر به فيمن حمده من خلقه و نسبق به من سبق الى رضاه و عفوه .
حمدا يضى ء لنا به ظلمات البرزخ و يسهل علينا به سبيل المبعث و يشرف به منازلنا عند مواقف الاشهاد يوم تجزى كل نفس بما كسبت و هم لا يظلمون ، يوم لا يغنى مولى عن مولى شيئا و لا هم ينصرون .
حمدا يرتفع منا الى اعلى عليين فى كتاب مرقوم يشهده المقربون ، حمدا تقربه عيوننا اذا برقت الابصار و تبيض به وجوهنا اذا اسودت الابشار .
حمدا نعتق به من اءليم نارالله الى كريم جوار الله ، حمدا نزاحم به ملائكته المقربين و نضام به انبيائه المرسلين فى دار المقامه التى لا تزول ، و محل كرامته التى لا تحول .
و الحمدلله الذى اختار لنا محاسن الخلق و اجرى علينا طيبات الرزق و جعل لنا الفضيله بالملكه على جميع الخلق فكل خليقته منقاده لنا بقدرته و صائره الى طاعتنا بعزته .
و الحمدلله الذى اغلق عنا باب الحاجه الا اليه فكيف نطيق حمده ام متى نؤ دى شكره لا متى ؟
و الحمدلله الذى ركب فينا آلات البسط و جعل لنا ادوات القبض و متعنا بارواح الحيوه و اثبت فينا جوارح الاعمال و غذانا بطيبات الرزق و اغنانا بفضله و اقنانا بمنه .
ثم امرنا ليختبر طاعتنا و نهانا ليبتلى شكرنا فخالفنا عن طريق امره و ركبنا متون زجره ، فلم يبتدرنا بعقوبته و لم يعاجلنا بنقمته ، بل تانانا برحمته تكرما و انتظر مراجعتنا براءفته حلما .
و الحمدلله الذى دلنا على التوبه التى لم نفدها الا من فضله ، فلو لم نعتدد من فضله الا بها لقد حسن بلائه عندنا و جل احسانه الينا و جسم فضله علينا .
فما هكذا كانت سنته فى التوبه لمن كان قبلنا، لقد وضع عنا ما لا طاقه لنا به ، و لم يكلفنا الا وسعا، و لم يجشمنا الا يسرا، و لم يدع لاءحد منا حجه و لا عذرا، فالهالك منا من هلك عليه ، و السعيد منا من رغب اليه .
و الحمدلله بكل ما حمده به اءدنى ملائكته اليه ، و اءكرم خليقته عليه ، و اءرضى حامديه لديه ، حمدا يفضل سائر الحمد كفضل ربنا على جميع خلقه .
ثم له الحمد مكان كل نعمه له علينا و على جميع عباده الماضين و الباقين عدد ما اءحاط به علمه من جميع الاءشياء، و مكان كل واحده منها عددها اءضعافا مضاعفه اءبدا سرمدا الى يوم القيامه .
حمدا لا منتهى لحده ، و لا حساب لعدده ، و لا مبلغ لغايته و لا انقطاع لاءمده ، حمدا يكون وصله الى طاعته و عفوه ، و سببا الى رضوانه ، و ذريعه الى مغفرته و طريقا الى جنته ، و خفيرا من نقمته .
و اءمنا من غضبه ، و ظهيرا على طاعته ، و حاجزا عن معصيته و عونا على تاءديه حقه و وظائفه . حمدا نسعد به فى السعداء من اوليائه ، و نصير به فى نظم الشهداء بسيوف اءعدائه ، انه ولى حميد .


فراز اول
الحمدلله الاول بلا اول كان قبله و الآخر بلا آخر يكون بعده ، الذى قصرت عن رؤ يته اءبصار الناظرين و عجزت عن نعته اوهام الواصفين . تمامى ستايش ها از آن خدايى است كه پيش از همه موجودات است و هيچ چيز قبل از او امكان وجود ندارد. او غايت همه موجودات است و هرگز پس از او موجودى نيست . چشمان بينندگان در حدى نيست كه او را ببيند و اوهام واصفان از وصفش ناتوانند.

شرح :
در اين فراز، حضرت سجاد عليه السلام خداوند را به اوليت ستوده است ، ولى از آن جا كه اذهان عموم مردم پيوسته از كلمه اول ، اوليت زمانى را فهميده و در امتداد زمان ، پيوسته پيش و پس را در نظر مى گيرند، امام عليه السلام به اين نكته اشاره مى فرمايند كه اگر چه براى هر اول زمانى ، زمانى قبل از آن قابل تصور است ، ولى صفت اوليت براى خداوند متعال غير از اوليت نسبى است كه قبليت ديگرى را مى پذيرد؛ چرا كه آن اوليت هرگز قبل پذير نيست .
توضيح آن كه جملگى پديده ها در نظام هستى معلول هستند و هيچ چيز نيست كه از اين سنخيت خارج باشد، و پرواضح است كه هر معلولى از علت خود متاءخر بوده و به آن وابسته مى باشد. پس هيچ چيز قبل از او وجودى نخواهد داشت .
هم چنين ، او آخرى است كه پس از او آخر ديگرى قابل تصور نيست ؛ زيرا اولا : هيچ موجودى نسبت به خداوند متعال استقلال ندارد تا بتوان آن را آخر دانست ، و ثانيا : خداى متعال غايت همه موجودات عالم است و غايت هر چيز غير از آن خود آن چيز مى باشد.
در آيات عديده اى از قرآن كريم نيز به اين نكته عميق برمى خوريم :
O اليه ترجع الامور : كارها فقط به سوى او باز مى گردد.
O الى الله المصير : بازگشت شما فقط به سوى خداست .
O اليه تصير الامور : امور فقط به سوى او (خداوند) باز مى گردند.
O الى الله الرجعى : فقط به سوى خداوند بازگشت شماست .
O و الى ربك المنتهى : فقط به سوى پروردگارت پايان كار است .
O كل الينا راجعون : همه به سوى ما باز خواهند گشت .
O هو الاول و الاخر : او (خداوند متعال ) اول و آخر است .
و بسيارى از آيات ديگر كه حاكى از اين حقيقت مى باشند كه غير از او، چيز ديگرى منتهى اليه نيست ، زيرا اوست كه كمال است و همه عالم به طرف كمال مطلق در تكاپو است ؛ گرچه خود نمى داند. (251)
خداى ناديدنى
امام عليه السلام در سومين وصف فرمود كه بينندگان از ديدار حضرت حق ناتوان هستند. به راستى چشمان ظاهربين ما، چه مقدار توان رؤ يت پديده هاى طبيعى را دارد و نسبت بين ديدنى ها و ناديدنى ها او چه مقدار است ؟
حقيقت آن است كه ديدنى ها اندك و ناديدنى ها بسيار است ؛ زيرا ديدنى هاى انسان در محدوده يك سلسله امواج با طول موج هاى متناسب با دستگاه بينايى قرار دارند؛ همچنان كه گوش انسان نيز فقط امواج با طول موج هاى مخصوص را مى گيرد و از درك بقيه آن ها عاجز است . بنابراين قدرت ديد انسان بسيار محدود بوده و جز يك سلسله از امواج خاص - كه متناسب با ساختار چشم است - را نمى بيند. البته روشن است كه اين مقايسه فقط در ارتباط با جهان مادى صحيح مى باشد، زيرا عوالم ديگر، از دسترس امواج و نوسانات نورى خارج بوده به هيچ وجه در ارتباط با ساختار چشم نيست و لذا خارج از قلمرو قواى حسى انسان مى باشد.
از اين رو، ديدن ذات خداوند متعال كه آفريدگار همه چيز و خلاق همه عالم (از جمله چشم ) است ، هرگز باوركردنى نيست ؛ چرا كه علت ، در افق احاطه يا ديد معلول قرار نمى گيرد.
فراز آخر دعا در بيان عجز واصفان عالم است ؛ آنان كه بايد طيران عقول خود را در آن اوج - كه برتر از آن محال است - قرار دهند و به اين نكته در رسند كه ناتوان تر از آنند كه كمتر وصفى از حقيقت نامحدود و غيرمتناهى خالق بى همتاى خويش را ارايه كنند؛ زيرا آنچه در احاطه ذهنى مخلوق درمى آيد محدود است .



این مطلب با زحمات کاربرای این سایت جمع آوری شده است
اخلاق حکم می کند در صورت برداشت از سایت منبع را ذکر کنید!

__________________

امان از آن زمانی که بیفتد به روی نامه ام چشمان مهدی
دلش می گیرد و با چشم گریان بگوید این هم از یاران مهدی




 

آخرین ارسال Administer
موضوع انجمن آخرین نویسنده پاسخ نمایش تاریخ آخرین نوشته
نمای داخلی و خارجی تویوتا کمری Toyota Camry (2018) مشخصات اتومبیل های خارجی Administer 2 625 19 دی 1396 19:29
نمای داخلی و خارجی کیا سورنتو 2019 مشخصات اتومبیل های خارجی Administer 0 733 19 دی 1396 19:24
نمای داخلی مزدا 6 2018 مشخصات اتومبیل های خارجی Administer 0 692 19 دی 1396 19:20
نمای داخلی رنو کپچر 2018 مشخصات اتومبیل های خارجی Administer 2 752 19 دی 1396 19:16
نمای داخلی رنو مگان rs 2018 مشخصات اتومبیل های خارجی Administer 3 661 19 دی 1396 19:12
قیمت پژو مدل سال 97 صفر کیلومتر قيمت خودرو elenaaa 4 1808 19 دی 1396 18:57
سوالات امتحان نهایی درس زبان انگلیسی (3) رشته ریاضی و فیزیک نمونه سوالات امتحانی مدارس Administer 0 721 12 بهمن 1395 23:37
سوالات امتحان نهایی درس جبر و احتمال رشته ریاضی و فیزیک نمونه سوالات امتحانی مدارس Administer 0 551 12 بهمن 1395 23:36
سوالات امتحان نهایی درس هندسه رشته ریاضی و فیزیک نمونه سوالات امتحانی مدارس Administer 0 411 12 بهمن 1395 23:34


شرح صحيفه سجاديه : دعاى اول 5 مرداد 1388   #2 (لینک)
Administer


Administer آواتار ها

مديريت كل سايت
 
Administer آنلاین نیست.

پاسخ : شرح صحيفه سجاديه : دعاى اول پاسخ : شرح صحيفه سجاديه : دعاى اول

فراز دوم
ابتدع بقدرته الخلق التداعا و اخترعهم على مشيته اختراعا، ثم سلك بهم طريق ارادته و بعثهم فى سبيل محبته لا يملكون تاءخيرا عما قدمهم اليه و لا يستطيعون تقدما الى ما اخرهم عنه . خلق را به قدرت و مشيت خود به صورت بى سابقه اى آفريد، سپس بر حسب اراده ازلى ، آنان را آن چنان كه مى خواست در مسير معينى قرار داد و در طريق محبت خود برانگيخت . لذا هرگز آنان آن جا كه تقدم دارند قادر بر تاءخير نيستند و آن جا كه مؤ خرند، قدرت بر تقديم ندارند.

شرح :
ساختار دستگاه آفرينش آن چنان است كه هر چه از آن در مرحله ظهور قرار گرفته ، به شكل و صورتى است كه هرگز بر خاطره هيچ كس خطور نكرده و امكان تصور آن براى هيچ عقل و فكرى ميسر نبوده است . و اين شگفتى ، از كوچك ترين تا بزرگ ترين مخلوقات الهى جارى و سارى است . (252)
پس گذشته از اصل اعطاى وجود به موجودات ، ساخت پيكره و طرز خلقت آنان نيز بى سابقه و غير قابل پيش بينى است . اين مساءله آن چنان مهم است كه اداى حق آن با هزاران تاءليف و تصنيف و تحقيق هم ميسور و ممكن نخواهد بود.

محبوب دوست داشتنى
سپس امام سجاد عليه السلام فرمود : خداى تعالى مردم را در مسير محبت خود قرار داد. حال ممكن است براى شما اين سؤ ال پيش بيايد كه بسيارى از انسان ها، نه تنها دوستدار خدا نيستند، بلكه گاهى دم از عناد و الحاد و دشمنى با او نيز مى زنند و خود را ضد خدا قلمداد مى كنند؟
پاسخ اين سؤ ال روشن است ، زيرا بر محققان پيداست كه آنچه آن فرد ملحد، دشمن مى دارد خدا نيست ، بلكه توهم غلطى است كه ساخته و پرداخته ذهن خود اوست . خداى متعال هرگز قابل دشمنى نيست ، زيرا او ايجاد كننده همه ، و مبداء على الدوام ادامه حيات ، و منبع جميع خيرات و علت تمام قوا و اعطا كننده تمامى دلبستگى ها مى باشد. لذا امكان ندارد كسى مبداء هستى و مبداء ادامه حيات و همه متعلقات خود را دشمن بدارد. خدايى كه على الدوام سلامتى ما را تضمين ، خوف و وحشت ما را برطرف و از فقر و فاقه ما را غنى مى سازد، چگونه امكان دارد او را دشمن خود دانسته و از او بيزار باشيم ؟ زيرا بيزارى و دشمنى از او، دشمنى با سلامتى ، امنيت ، بى نيازى و ثروت خود ما مى باشد.
اگر كسى را كه تمام هستى و ذره ذره اجزاى ما را على الدوام و لحظه لحظه ادامه مى دهد شناختيم ، چگونه امكان دارد او را دشمن بداريم ؟
پس تمام مشكل ما آن است كه خداى راستين را نشناخته ايم و آنچه را كه خدا انگاشته ايم ، مخلوق ذهن خود ماست . پس بر ماست كه كوشش كنيم تا آن محبوب راستين و خالق مهربان را بشناسيم .

افسوس كه آنچه برده ايم باختنى است
بشناخته ها تمام نشناختنى است
بشناخته ايم هر آنچه نشناختنى است
نشناخته ايم هر آنچه بشناختنى است

حضرت در آخرين قسمت اين فراز فرمود : قدرت تغيير مرتبه اى كه ما را در آن آفريده نداريم . اين مساءله كنايه از آن است كه اطوار وجودى ما از جهت شرايط تكوينى به دست حضرت اوست و در اين زمينه از ناحيه خود، قدرت تغيير و دگرگونى نداريم ؛ زيرا هيچ موجودى هرگز قدرت تاءثير و تصرف در اصل وجود خود و با چگونگى حقيقت آن را ندارد. چون اين كار مستلزم آن است كه خود آن موجود در گرو ساخت و ساز خود باشد، كه اين مساءله از بديهى ترين محالات است .
و جعل لكل روح منهم قوتا معلوما مقسوما من رزقه لا ينقص من زاده ناقص و لا يزيد من نقص منهم زايد خداى تعالى براى هر روح و نفسى رزق خاصى قرار داده است ؛ هر كه را روزى فراوان عنايت كرد، كسى را قدرت بر كم كردن آن نيست . و هر كه را روزى اندك عنايت كرد، كسى را قدرت بر ازدياد آن نيست .

__________________

امان از آن زمانی که بیفتد به روی نامه ام چشمان مهدی
دلش می گیرد و با چشم گریان بگوید این هم از یاران مهدی




 
شرح صحيفه سجاديه : دعاى اول 5 مرداد 1388   #3 (لینک)
Administer


Administer آواتار ها

مديريت كل سايت
 
Administer آنلاین نیست.

پاسخ : شرح صحيفه سجاديه : دعاى اول پاسخ : شرح صحيفه سجاديه : دعاى اول

فراز سوم
شرح :
از كلمه روح كه حقيقت حيات را تشكيل مى دهد فهميده مى شود كه مقصود از رزق ، تنها مسايل مادى يا مشتهيات نفسانى نيست ، بلكه خداى متعال آنچه را كه روح لازم دارد - اعم از لوازم حيات معنوى و حيات مادى - تاءمين فرموده است ؛ پس هم چنان كه نان و آب و هوا و لباس و مسكن روزى او بوده و از اوست ، شنيدن و ديدن و فهميدن و قدرت بر عمل نسبت به حقايق معنوى - كه حيات جاويدان انسانى را تاءمين مى كند - نيز جملگى از قسم روزى هايى است كه قائم به اعطاى اوست .
ولى آنچه معلوم است يا بايد دانست ، آن است كه روزى تنها به جمع نمودن اموال و املاك نيست ، زيرا چه بسيار ثروت ها كه گذشتگان براى آن امانتدارى بيش نبودند. نيز به جمع كتب و فراگيرى و حفظ مسايل علمى نيست ، بلكه چه بسيار از پژوهشگران كه در ضبط و حفظ علوم كوشيدند و از تمام گنجينه علمى خود استفاده اى نبردند؛ بلكه روزى واقعى آن است كه جزء وجود انسان قرار گيرد، لذا اگر مجموعه اى از اموال جمع شود، ولى بخل انسان اجازه مصرف آن ها را ندهد و يا مزاج ناسازگار و مريض مانع از استفاده از آن ها گردد، در حقيقت اين شخص از تمام اموالى كه جمع كرده - و به اعتبار ذهنى خود همه را مال خود مى داند - هيچ بهره اى نبرده و هيچ روزى اى از اين مجموعه نداشته است ، زيرا روزى آن است كه از گلوى انسان فرورفته و جزء وجود او گردد و گرنه ، براى وانهادن چه سنگ و چه زر!
بشنو اين نكته كه خود را ز غم آزاده كنى
خون خورى گر طلب روزى ننهاده كنى

همين نكته ، عينا در روزى هاى معنوى نيز هست ؛ مثلا گاهى عالم زاده اى در كتابخانه اى چندين هزار جلدى زندگى مى كند كه هزاران كتاب علمى در فنون مختلف در قفسه هاى آن چيده شده است ؛ كتاب هايى كه شايد براى بسيارى به دست آوردن آن ها ميسور نباشد، ولى حتى يك نقطه از مجموعه ى اين كتاب ها نصيب آن عالم زاده نيست و خداى تعالى براى او روزى معنوى قرار نداده است . اگر دقيق تر فكر كنيم مى بينيم كه چه بسا بر تمام كتب موجود هم تسلط يافته است ، ولى حرفى از آن بر جان او ننشسته و در به كار بستن اين علوم سخت محروم بوده و يك حرف از آن همه علوم و آگاهى با دل و جان او متحد نگرديده است .
علم چندانكه بيشتر خوانى
چون عمل در تو نيست نادانى

در واقع ، اين فرد از علومى كه در سينه خود جاى داده روزى و بهره اى ندارد. حتى ممكن است عده بسيارى از او استفاده كرده و هدايت يافته باشند، ولى خود او - نعوذ بالله - گرفتار عذاب اليم جهالت است . اين جاست كه پيوسته بايد از خدا خواست كه بر روزى مادى و روحى و معنوى ما بيفزايد؛ كه اگر اراده او نباشد، لقمه در كام فرو نرود و دانش به قلب و جان ننشيند؛ زيرا چنان كه فرموده است ، روزى مقدر او را نه كس تواند اضافه كند و نه نقصان وارد سازد، فقط خود اوست كه توان همه چيز را در يد قدرت خود دارد

__________________

امان از آن زمانی که بیفتد به روی نامه ام چشمان مهدی
دلش می گیرد و با چشم گریان بگوید این هم از یاران مهدی




 
شرح صحيفه سجاديه : دعاى اول 5 مرداد 1388   #4 (لینک)
Administer


Administer آواتار ها

مديريت كل سايت
 
Administer آنلاین نیست.

پاسخ : شرح صحيفه سجاديه : دعاى اول پاسخ : شرح صحيفه سجاديه : دعاى اول

فراز چهارم
ثم ضرب له فى الحيوه اجلا موقوتا و نصب له امدا محدودا، يتخطا اليه بايام عمره و يرهقه باعوام دهره حتى اذا بلغ اقصى اثره و استوعب حساب عمره ، قبضه الى ما ندبه اليه من موفور ثوابه او محذور عقابه . خداى متعال براى انسان عمر معينى قرار داده كه اين مسير عمر را به قدم هاى شب و روز خود طى مى كند و با گذراندن سال ها در روزگار خود، آن را تمام مى نمايد تا به آخرين مرحله برسد و حساب زندگى را به تمام لحظات آن طى كند، سپس خداى تعالى او را به طرف ثواب بسيار يا عقاب بسيار مى خواند.

شرح :
عالمى كه در آن زندگى مى كنيم ، عالمى است كه بر اساس تقدير و اندازه گيرى خاصى تنظيم شده و هرگز تجاوز از نظام هندسى آن ميسور نيست . آنچه مقدر گشته و اندازه گيرى شده ، همان سنت غير قابل تغيير الهى است و اين حاكميت تقدير در خرد و كلان عالم برقرار مى باشد. تمامى تجزيه و تحليل هايى كه علم شيمى مى شناسد و تمام ميزان هايى كه در علم رياضيات خوانده ايم و تمامى فعل و انفعال ها، كنش و واكنش ها، جنبش و جوشش ها و... از تقديرهاى الهى است . هيچ چيز از تقدير الهى خارج نيست و هر چه هست تماما سنت غير قابل تخلف الهى است . روابط و ضوابط بين اشيا چنان است كه نتوان كمترين تخلفى نسبت به حاكميت آن ها در ذهن خود تصور نمود؛ به قول مولانا :

غير تسليم و رضا كو چاره اى ؟
در كف شير نر خونخواره اى

چنان كه مى دانيم دانش و آگاهى دقيق ، آن گاه به دست مى آيد كه بر روابط و ضابطه هاى درون و بيرون موجودات - آن چنان كه هست - آگاه باشيم . انسان نيز يكى از موجوداتى است كه جز در افعالى كه با دست و پا و اعضاى ديگر بدن انجام مى دهد و در اختيار او مى باشد، در هيچ چيز ديگرى دخيل نيست . شب و روز او قدم هايى است كه به طرف نهايت زندگى برمى دارد و چراغ زندگى او پيوسته رو به افول و خاموشى است . او در اين سپرى شدن ايام ، مسيرى را طى مى كند كه به يكى از دو مقصد منتهى مى شود : يا به سعادت جاويدان و بهشت سرمد و حرم امن و امان الهى فرود مى آيد و با - نعوذ بالله - به عذاب اليم الهى و دوزخيان ملحق مى گردد. پس اگر انسان اين حركت بسيار حساس را با حسابرسى دقيق برگزار نكند و عمر خود را در بى خبرى و بى خيالى طى نمايد، خرمن هستى خود را به تاراجى بس ابلهانه سپرده است و آن گاه كه عيار خلق را مى سنجند، او به بازتاب رفتارهاى خود خواهد رسيد!
و اين چنين است كه هيچ انسان هوشيارى بر اين عاقبت ذلت بار راضى نشود و در كشاكش عمر، قدم هاى زندگى را همراه با احتياط برمى دارد. او خداى متعال را حاكم بر رفتار و كردار خود دانسته و پيوسته از او اطاعت مى كند و مى داند كه با واقعيت هاى جهان نتوان جنگيد و حقيقت ها را نشايد به بازى گرفت .

__________________

امان از آن زمانی که بیفتد به روی نامه ام چشمان مهدی
دلش می گیرد و با چشم گریان بگوید این هم از یاران مهدی




 
شرح صحيفه سجاديه : دعاى اول 5 مرداد 1388   #5 (لینک)
Administer


Administer آواتار ها

مديريت كل سايت
 
Administer آنلاین نیست.

پاسخ : شرح صحيفه سجاديه : دعاى اول پاسخ : شرح صحيفه سجاديه : دعاى اول

فراز پنجم
ليجزى الذين اساؤ ا بما عملوا و يجزى الذين احسنوا بالحسنى عدلا منه ، تقدست اسمائه و تظاهرت آلائه ، لا يسئل عما يفعل و هم يسئلون . تا بدكاران را به كيفر رساند، و آنان را كه رفتارى نيكو داشته اند و عمل صالح انجام داده اند به كرامت و فضيلت اكرام فرمايد؛ زيرا اقتضاى عدل خداى متعال همين است . اسماء او منزه از هرگونه نقص ، و نعمت هاى او در كمال ظهور است ؛ هرگز از او سؤ ال نشود، بلكه - مكلفان - جملگى مورد سؤ الند.

شرح :
مساءله جزا و پاداش در روز محشر، بسان آنچه در نظارت هاى قضايى بشرى مى گذرد نيست . مساءله كيفرى در اين حكومت ها عبارت از قراردادهايى است كه در مقابل هرگونه جرم و جنايت وضع شده اند، ولى بين جرم و كيفر هيچ گونه سنخيتى در كار نيست ؛ مثلا جريمه نقدى ، حبس ، تعزير و يا ساير مجازات هاى مورد قبول نظام اجتماعى ، قراردادهاى اعتبارى است كه يا شارع مقدس آن ها را قرار داده و يا امت هاى مختلف براى بهبود وضع زندگى و امكان تشكل جامعه سالم آن ها را به امضا رسانيده اند. در هر حال ، زندان رفتن دزد يا قاتل يا كسى كه فساد ديگرى را مرتكب شده ، با نوع جرم او هيچ گونه شباهت ماهوى ندارد. حتى در اين دنيا امكان دارد كه انواع مجازات ها را عوض كرد و به جاى هر يك چيز ديگرى گذاشت ؛ چنان كه در محاكم مختلف دنيا ديده ايم كه براى جرم واحد دو نوع كيفر قرار داده اند و در عين حال ، اين چندگانگى در حكم را عيب هم نمى دانند.
اما پاداش و عقوبت اخروى چنين نيست و در آن جا، هر چه هست متناسب با نوع عمل افراد است ، يعنى فرد در آن جا تكوينا عكس العمل كردار خود را مى بيند؛ چنان كه در نهاد تكوينى اين جهان نيز عكس العمل طبيعى اعمال ، معلول و فرآورده خود عمل است . مثلا اگر كسى غذاى مسمومى مصرف كند و متعاقب آن مبتلا به خونريزى دستگاه گوارش يا زخم معده شود، اين جزاء متناسب با همان عمل است . عكس العمل تمامى اعضا در مقابل اعمال غير مناسب نيز درست بر همين منوال است .
در آخرت ، عملكرد انسان بازتاب هاى تكوينى خود را نشان مى دهد و تمامى اعمال با تاءثيرات فوق العاده خود رخ مى نمايند و اثر خود را همچنان كه مى بايد به جاى مى گذارند. لذا بازتاب كفر غير از نفاق و عكس ‍ العمل ظلم غير از فسق مى باشد. در قرآن كريم آياتى كه حكايت از اين بازتاب ها و كيفرها مى كنند بسيار است ، همانند آيه كريمه لها ماكسبت و عليها ما اكتسبت ، (253) فمن يعمل مثقال ذره خيرا يره ، (254) انما تجزون ماكنتم تعملون . (255) و لذا فرمود : و لا تظلمون فتيلا. (256)
امام در آخرين قسمت اين فراز در همين مرتبه فرمود : لا يسئل عما يفعل و هم يسئلون . (257)
از امام صادق عليه السلام نقل شده كه فرمودند : لا يسئل عما يعفل لانه لا يفعل الا ماكان حكمه و صوابا تا آن كه مى فرمايند : و هم يسئلون : يعنى بذلك خلقه انه يسئلهم : از خداوند در مورد آنچه انجام داده سؤ ال نمى شود، زيرا او كارى را انجام نمى دهد مگر طبق حكمت و حق . اما انسان ها مورد سؤ ال واقع مى شوند، چون براى همين خلق شده اند.
يعنى تمامى آنچه خداى متعال انجام مى دهد، متن حكمت و مصلحت است و سؤ ال از حكمت و مصلحت بى معنا مى باشد. تا آن كه امام عليه السلام مى فرمايند : معنى و هم يسئلون آن است كه خدا آنان را خلق فرموده تا از آن ها سؤ ال كند

__________________

امان از آن زمانی که بیفتد به روی نامه ام چشمان مهدی
دلش می گیرد و با چشم گریان بگوید این هم از یاران مهدی




 
شرح صحيفه سجاديه : دعاى اول 5 مرداد 1388   #6 (لینک)
Administer


Administer آواتار ها

مديريت كل سايت
 
Administer آنلاین نیست.

پاسخ : شرح صحيفه سجاديه : دعاى اول پاسخ : شرح صحيفه سجاديه : دعاى اول

فراز ششم
و الحمدلله الذى لو حبس عن عباده معرفه حمده على ما اءبلاهم من مننه المتتابعه و اسبغ عليهم من نعمه المتظاهره لتصرفوا فى مننه فلم يحمدوه و توسعوا فى رزقه فلم يشكروه و لو كانوا كذلك لخرجوا من حدود الانسانيه الى حد اليهيميه فكانوا كما وصف فى محكم كتابه ان هم الا كالانعام بل هم اضل سبيلا . سپاس خداوندى را سزاست كه اگر معرفت شكر نعم خود را - كه پيوسته بر بندگان نازل است و يكى پس از ديگرى به ظهور مى پيوندند - منع مى فرمود، بندگان در نعمت هاى او تصرف فراوان نموده و به توسعه زندگى خويش مى پرداختند، بدون آن كه به منعم توجه كنند، و در اين صورت از فطرت و حدود انسانيت خارج شده و همانند بهايم زندگى مى كردند؛ چنان كه - خداى متعال فرموده : ان هم الا كالانعام بل هم اءضل سبيلا ؛ آنان همانند حيوانات ، بلكه پست تر از آن ها هستند.

شرح :
بدون شك ، امتياز انسان بر ساير موجودات عالم ، به شعور و ادراك و حسن انتخاب و تكليف پذيرى او است ، تا در طاعت حضرت حق كوشيده و به معرفت او كه غايت و نتيجه خلقت انسان است دست يابد. لذا اگر انسان عمر را چنان بگذراند كه هدفى جز اشباع غرايز - كه وجه اشتراك او و ساير حيوانات است - نداشته باشد، از فطرت انسانى خارج گشته و در رديف حيوانات قرار خواهد گرفت ، بلكه پست تر؛ زيرا به خوبى مى دانيم كه تمامى حيوانات در همان خطى حركت مى كنند كه دستگاه آفرينش براى آن ها ترسيم فرموده و هرگز تخلف و تخطى از آن راه و رسم ندارند، بر خلاف انسان كه از بهترين و زبده ترين نعم الهى استفاده برده ، ولى غالبا كمتر شعورى نسبت به عنايات ولى نعمت خود ندارد. مسلم است كه اين انسان ها از آن حيوانات كمتر و پست ترند، چرا كه قواى عقلانى و استعدادهاى فطرى خود را ضايع و تعطيل كرده و از غرض اصلى بازمانده اند. اينان در وادى خواسته هاى غرايز، محكوم طبيعت خاكى خود گشته اند و به هيچ چيز ديگرى جز اشباع نفس حيوانى فكر نمى كنند؛ در حالى كه خرد انسانى ، سپاس منعم را حتمى و لازم مى داند. ضمن اين كه ناديده گرفتن كرامت و فضل الهى ، روشى دور از شاءن انسان و خلاف وظيفه ى بندگى حضرت حق است ؛ گذشته از آن كه محبوس ماندن در سقف زندگى روزمره و ناديدن خود، تنزل يافتن از مقام انسانى و شباهت پيدا كردن به جنبنده اى است كه در مرتع وسيعى مى چرد و از همه چيز بى خبر است .
كمترين مرتبه معرفت آن است كه ما بدانيم خدايى حكيم بر همه هستى حاكم است كه جملگى دستگاه خلقت را افاضه فرموده و در انتخاب انسان براى سپاس ، ياد و شكر خود لطفى بس عظيم به او ارزانى داشته است . لذا مى بايست با تمام وجود در مقابل اين احسان و كرامت ، خاضع و خاشع و شاكر باشيم و به فطرت اصيل و سليم خود، اين كرامات را دريابيم . در قدم بالاتر نيز بايد با استدلال عقلانى اثبات كنيم كه جز ذات حضرت حق ، منعم ديگرى در كار نيست و بدانيم كه او بيده الخير و هو على كل شى قدير (258) است و درك كنيم كه او الذى خلق السموات و الارض و ما بينهما (259) مى باشد.
قدم اعلى هم آن است كه علم اليقين را تبديل به حق اليقين كنيم و از حق اليقين به عين اليقين برسيم و در محضر حضرت رب العالمين ، به شهود قطعى حضور يابيم ؛ ان شاء الله

__________________

امان از آن زمانی که بیفتد به روی نامه ام چشمان مهدی
دلش می گیرد و با چشم گریان بگوید این هم از یاران مهدی




 
شرح صحيفه سجاديه : دعاى اول 5 مرداد 1388   #7 (لینک)
Administer


Administer آواتار ها

مديريت كل سايت
 
Administer آنلاین نیست.

پاسخ : شرح صحيفه سجاديه : دعاى اول پاسخ : شرح صحيفه سجاديه : دعاى اول

فراز هفتم
و الحمدلله على ما عرفنا من نفسه و اءلهمنا من شكره و فتح لنا من ابواب العلم بربوبيته و دلنا عليه من الاخلاص له فى توحيده و جنبنا من الالحاد و الشك فى امره ، حمدا نعمر به فيمن حمده من خلفه و نسبق به من سبق الى رضاه و عفوه . حمد خدايى را كه خود را به ما شناسانده و شكر نعم خود را در فطرت ما قرار داده و از ابواب آگاهى ، نسبت به ربانيت خود درب هايى را به روى ما گشوده و به سوى اخلاص در توحيد خود، ما را دلالت فرموده است و از الحاد در اعتقاد، و شك در توحيد ذات و صفات بر حذر داشته است ؛ آن چنان سپاسى كه ما را در زمره شاكران قرار دهد و به وسيله آن از كسانى كه سبقت به عفو و رضاى حق گرفته اند، پيشى بگيريم .

شرح :
امام در ضمن فراز قبل فرمود : يكى از منت هاى خداى متعال بر بشر آن است كه با لطف خود معرفت شكر را به بندگان خود آموخت تا از مرز حيوان بودن خارج شوند.
در اين فراز نيز، حضرت حمد را از آن جهت لازم دانسته است كه خداى متعال ، فطرت بندگان خود را با شناخت خود عجين ساخته است ، به گونه اى كه به طور خودباور با حضرت حق مرتبط هستند و لذا هيچ ممكن نيست كسى خدا را باور نداشته باشد. اين خصيصه - با توجه به آن كه علت بدون معلول و معلول بدون علت قابل قبول نيست - نشان از همين فطرت خداباورى دارد؛ بدين معنى كه انسان هيچ پديده اى را بدون پديد آورنده باور ندارد و نمى تواند بپذيرد كه موجودى خود به خود تحقق يابد، بلكه هميشه در برخورد با هر شى ء از اشياء، ذهن او متوجه به سوى علت آن مى شود و مى داند كه در رتبه متقدم وجود او، علت او موجود بوده است . پس خداوند متعال در نظام فطرت انسان اين باب را گشوده كه هيچ پديده اى - از جمله خود انسان - بى مؤ ثر نيست .
اين فطرت ، خود دليل آشكار و روشنى است بر انسان كه خداوند او را با همين فطرت در قيامت مؤ اخذه كرده و محاكمه مى نمايد.
و نيز ما را به اخلاص در توحيد هدايت فرمود. اين دلالت ، گرچه به وسيله ى سفراى الهى و پيامبران عظيم الشاءن و امامان معصوم عليهم السلام شكل گرفته ، ولى تا وقتى كه زمينه فطرى براى هدايت آماده نباشد، هدايت انبيا در لوح قلب و صحيفه نفس انسان تاءثيرى نخواهد گذاشت . به همين دليل است كه قرآن كريم پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم را مذكر ناميده است ، زيرا او انسان را به باطن خودش هدايت مى كند؛ گرچه باطن خود انسان نيز از بطون بسيارى پيوسته و از پيچيدگى خاصى برخوردار است كه كشف هر يك زمينه ساز دريافت بطن ديگرى خواهد بود.
در واقع مى توان گفت كه كشف باطن جهان و غيب عالم براى عارف ، كشف مراتب باطن خود اوست و اين رشته خود دامنه بسيار مفصلى دارد. نيز بايد دانست كه حجاب ها و پرده هاى بسيارى بر حقيقت انسانى آويخته كه كنار زدن آن ها فتح الفتوح راهبرى به سوى معرفه النفس است كه از عميق ترين مسايل الهى و دقيق ترين و پيشرفته ترين مراتب علم النفس مى باشد. نكته دقيق و قابل توجه در اين جا اين است كه معرفت نفس ملازم با معرفت حضرت حق مى باشد و همين ملازمه ، خود دليل بر مطلب عميقى است كه سابقا بيان شد و آن اين كه كشف باطن عالم ، همان كشف باطن انسان است ؛ و بيش از ده حديث بر اين مطلب دلالت دارد، از جمله پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : من عرف نفسه فقد عرف ربه

__________________

امان از آن زمانی که بیفتد به روی نامه ام چشمان مهدی
دلش می گیرد و با چشم گریان بگوید این هم از یاران مهدی




 
برچسب ها
نرود, اول, بهم, دعاى, سجاديه

  



کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 

(نمایش همه كاربراني كه از اين موضوع بازدید نمودند: 2 نفر
Administer, GodMaster
ابزارهای موضوع
نحوه نمایش

انتخاب سریع یک انجمن

دانلود فایل,مقاله, سورس کد

Powered by vBulletin, Copyright ©2000 - 2018, Jelsoft Enterprises Ltd.
All right reserved ©2009 - 2018, Parsiland.com
کپی برداری از این سایت به هر نحو ممنوع می باشد!