انجمن پارسی لند
بازگشت   پارسی لند > فرهنگی و مذهبی > ترجمه، تفسیر، ترتیل قرآن > صحیفه سجادیه

سایت پارسی لند | Parsiland Forums




  

شرح صحيفه سجاديه : دعاى دوم
نحوه نمایش ابزارهای موضوع  
شرح صحيفه سجاديه : دعاى دوم 6 مرداد 1388   #1 (لینک)
Administer


Administer آواتار ها

مديريت كل سايت
 
Administer آنلاین نیست.

شرح صحيفه سجاديه : دعاى دوم شرح صحيفه سجاديه : دعاى دوم

سلام عزیزان
و الحمدلله الذى من علينا بمحمد نبيه صلى الله عليه و آله و سلم دون الامم الماضيه و القرون السالفه بقدرته التى لا تعجز عن شى ء و ان عظم ، و لا يقوتها شى ء و ان لطف ، فختم بنا على جميع من ذرء و جعلنا شهداء على من جحد و كثرنا بمنه على من قل .
اللهم فصل على محمد اءمينك على وحيك ، و نجيبك من خلقك و صفيك من عبادك ، امام الرحمه ، و قائد الخير، و مفتاح البركه كما نصب لاءمرك نفسه ، و عرض فيك للمكروه بدنه و كاشف فى الدعاء اليك حآمته و حارب فى رضاك اءسرته و قطع فى احياء دينك رحمه ، و اءقصى على جحودهم و قرب الاقصين على استجابتهم لك و الى فيك الاءبعدين و عادى فيك الاءقربين .
و اءداب نفسه فى تبليغ رسالتك و اءتعبها بالدعاء الى ملتك و شغلها بالنصح الاءهل دعوتك و هاجر الى بلاد الغربه و محل الناى عن موطن رحله و موضع رجله ، و مسقط راءسه و ماءنس نفسه اراده منه لا عزاز دينك و استنصارا على اءهل الكفر بك . حتى استتب له ما حاول فى اءعدائك ، و استتم له ما دبر فى اءوليائك فنهد اليهم مستفتحا بعونك و متقوبا على ضعفه بنصرك ، فغزاهم فى غقر ديارهم ، و هجم عليهم فى بحبوحه قرارهم ، حتى ظهر اءمرك و علت كلمتك و لوكره المشركون .
اللهم فارفعه بما كدح فيك الى الدرجه العليا من جنتك حتى لا يساوى فى منزله و لا يكافاء فى مرتبه و لا يوازيه لديك ملك مقرب و لا نبى مرسل و عرفه فى اءهله الطاهرين و امته المؤ منين من حسن الشفاعه اجل ما وعدته ، يا نافذ العده يا وافى القول يا مبدل السيئات باءضعافها من الحسنات انك ذوالفضل العظيم
.

فراز اول
و الحمدلله الذى من علينا بمحمد نبيه صلى الله عليه و آله و سلم دون الامم الماضيه و القرون السالفه بقدرته التى لا تعجز عن شى ء و ان عظم ، و لا يقوتها شى ء و ان لطف ، فختم بنا على جميع من ذرء و جعلنا شهداء على من جحد و كثرنا بمنه على من قل . حمد از آن خدايى است كه پيامبر خاتم را در بين همه امت ها نصيب ما فرمود، با قدرتى كه از هيچ چيز عاجز نيست - اگر چه بسيار عظيم باشد - و از كوچك ترين موجود غفلت نمى كند. و مدت ايام ما (فرزندان پيامبر) را در امامت و رهبرى بر جميع امم گذشته كه مدت آنان كوتاه بود برترى داد.

شرح :
در اين فراز از دعا، امام عليه السلام به دو مساءله بسيار مهم توجه داده اند : مساءله اول آن كه دين اسلام دين خاتم است ؛ يعنى آخرين دينى است كه از طرف حضرت خداوند - جل جلاله - بر خلق نازل گرديده است . بنابراين هر كس بعد از محمد مصطفى صلى الله عليه و آله و سلم ادعاى نبوت و نزول جبرئيل بر خويشتن كند دروغگو است و ادعاى او مردود مى باشد و بايد مورد انكار واقع شود. اين آگاهى در قرآن كريم نيز با صراحت تمام آمده است كه پيامبر اكرم ، خاتم النبيين است .
مساءله دوم آن كه هيچ يك از اديان سابقه ، خاتم اديان نبوده اند، لذا يهود و نصارى كه هر يك خود را آخرين دين الهى دانسته اند، ادعاى نادرستى كرده اند. در نتيجه ، حقايق الهى - اسلامى ما كه قرآن كريم در بردارنده آن است ، ناسخ آن اديان بوده و ادعاى يهود و نصارى مبنى بر خاتميت دينشان كلامى غلط و بر خلاف واقع است .
امام عليه السلام ، هر دو وجه اثبات و نفى قضيه را در كلامى كوتاه بيان فرموده اند؛ به اين معنا كه اولا : اديان سلف ، اديان خاتم نبوده اند و پس از آن ها دين ديگرى حتما آمده است ، و ثانيا : آن دين موعود اسلام است كه خاتم همه اديان مى باشد. آن گاه حضرت چند خاصيت مهم از دين خاتم را بيان فرموده اند :
O جميع خلايق تا برپايى قيامت موظفند كه پيرو اين آيين مقدس باشند و تخلف از اين دستور عام بر هيچ كس جايز نيست .
O اعمال تمامى انسان ها تا روز قيامت در نظارت كامل ائمه عليهم السلام است ؛ اين نظارت يا بدين معنى است كه خرد و كلان رفتار و اعمال مردم تحت سيطره احكام الهى اسلام قرار دارد و هر يك محكوم به حكمى از اسلام است ، و يا بدان معنى است كه خداوند متعال به ارواح قدسيه حضرات معصومين عليهم السلام ، علمى شامل و مطلق عنايت فرموده است كه يكى از خصوصيات آن آگاهى از رفتار و كردار بندگان است ؛ يعنى ايشان جميع افعالى را كه از امت صادر مى شود، مى دانند.
اتفاقا در روايات بسيارى به اين معنا برمى خوريم ، از جمله در اصول كافى آمده است : نحن خزنه علم الله : (277) ما خزانه علم خدا هستيم . و عيبه وحى الله : (278) ما صندوق علم خدا هستيم .
احتمال ديگرى كه در اين جا مى توان مطرح نمود اين است كه جملگى اعمال امت در روز قيامت كه يوم البروز و يوم المشهود ناميده شده است ، به طور روشن برملا مى گردد، و به اين معنا در قرآن كريم آمده است : يوم هم بارزون لا يخفى على الله منهم شى



این مطلب با زحمات کاربرای این سایت جمع آوری شده است
اخلاق حکم می کند در صورت برداشت از سایت منبع را ذکر کنید!

__________________

امان از آن زمانی که بیفتد به روی نامه ام چشمان مهدی
دلش می گیرد و با چشم گریان بگوید این هم از یاران مهدی




 

آخرین ارسال Administer
موضوع انجمن آخرین نویسنده پاسخ نمایش تاریخ آخرین نوشته
نمای داخلی و خارجی تویوتا کمری Toyota Camry (2018) مشخصات اتومبیل های خارجی Administer 2 687 19 دی 1396 20:29
نمای داخلی و خارجی کیا سورنتو 2019 مشخصات اتومبیل های خارجی Administer 0 776 19 دی 1396 20:24
نمای داخلی مزدا 6 2018 مشخصات اتومبیل های خارجی Administer 0 734 19 دی 1396 20:20
نمای داخلی رنو کپچر 2018 مشخصات اتومبیل های خارجی Administer 2 791 19 دی 1396 20:16
نمای داخلی رنو مگان rs 2018 مشخصات اتومبیل های خارجی Administer 3 700 19 دی 1396 20:12
قیمت پژو مدل سال 97 صفر کیلومتر قيمت خودرو elenaaa 4 1889 19 دی 1396 19:57
سوالات امتحان نهایی درس زبان انگلیسی (3) رشته ریاضی و فیزیک نمونه سوالات امتحانی مدارس Administer 0 784 13 بهمن 1395 00:37
سوالات امتحان نهایی درس جبر و احتمال رشته ریاضی و فیزیک نمونه سوالات امتحانی مدارس Administer 0 586 13 بهمن 1395 00:36
سوالات امتحان نهایی درس هندسه رشته ریاضی و فیزیک نمونه سوالات امتحانی مدارس Administer 0 450 13 بهمن 1395 00:34


شرح صحيفه سجاديه : دعاى دوم 6 مرداد 1388   #2 (لینک)
Administer


Administer آواتار ها

مديريت كل سايت
 
Administer آنلاین نیست.

پاسخ : شرح صحيفه سجاديه : دعاى دوم پاسخ : شرح صحيفه سجاديه : دعاى دوم

فراز دوم
اللهم فصل على محمد اءمينك على وحيك ، و نجيبك من خلقك و صفيك من عبادك ، امام الرحمه ، و قائد الخير، و مفتاح البركه كما نصب لاءمرك نفسه ، و عرض فيك للمكروه بدنه . خدايا، بر محمد صلى الله عليه و آله و سلم درود فرست كه امين وحى و نجيب ترين و برگزيده ترين بندگان تو است .
او كه پيشرو در رحمت و راءفت و خير، و كليد بركات و خيرات بود و تن و جان خود را در راه اوامر و فرمان تو به رنج انداخت .

شرح :
در اين فراز، امام سجاد عليه السلام پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم را به چند صفت توصيف فرموده كه هر يك نكته اى جالب و قابل توجه به شمار مى آيد :
O پيامبر امين در وحى الهى است ؛ يعنى آنچه را از خداوند متعال گرفته ، با دقت تمام در چهار مرحله حفظ كرده و به طور صحيح و بدون كم و كاست به مردم تحويل داده است اولا : آنچه حضرت از جبرئيل دريافت نمود، تمام آن چيزى بود كه جبرئيل بايد تحويل مى داد.
:
ثانيا : آنچه را كه دريافت نمود، با دقت تمام حفظ كرد، به طورى كه هيچ چيز از آن كم نگرديد.
ثالثا : آنچه را كه به مردم ابلاغ فرمود، تمامى آن چيزى بود كه ماءموريت به ابلاغ آن داشت .
رابعا : آن گاه كه رسالت خود را مى رساند، به بهترين و عالى ترين نوع تبليغ متوسل گشت و هنرمندانه ترين روش را در دعوت از مردم به كار گرفت .
O دومين صفات رسول گرامى اسلام اين بود كه ايشان نجيب ترين فرد در بين مردم بود و جملگى او را به اين كمال مى شناختند و هيچ گونه نقطه ضعفى در تاريخ زندگى او سراغ نداشتند.
O در بين آن مردم ، او براى رسالت برگزيده شده بود. او هرگز از خود حرفى نداشت و به خودى خود دست به اين كار نزد، بلكه ماءموريتى الهى داشت . پس آنچه را كه حضرت به آن امر فرموده يا از آن نهى كرده ، جملگى متن دستور حضرت حق بوده است .
O ايشان الرحمه بود؛ يعنى مردم بايد به اين نكته آگاهى پيدا كنند كه آنچه را پيامبر اسلام براى آنان آورده ، تحميل و بار و مزاحمت نيست ؛ زيرا احكام اسلام هديه اى عظيم از جانب حضرت حق است كه بر مردم نازل گرديده است . پس مردمى كه در اين جهان و عرصه وسيع هستى قدم گذارده اند، بايد توجيه شوند كه چگونه در اين عالم زندگى كنند و براى ابديت خود چه فكرى نمايند. شارع مقدس اسلام ، چراغى در ظلمات جهان است و طبيبى است كه دارو و درمان خود را به همراه دارد و به هر جا كه وارد شود، مرهم جان هاى مريض و خسته است ، و پيامبر اسلام كسى است كه مردم را به صلاح دعوت مى كند. خداوند متعال در قرآن كريم آيه ى 107 سوره انبيا فرموده : و ما اءرسلناك الا رحمه للعالمين : و ما نفرستاديم تو را، مگر براى اين كه رحمت براى اهل عالم باشى .
O قائد الخير است . قائد به كسى مى گويند كه جلودار كاروان است ، راه رفته و مقصد شناس است و در اين امر اشتباه نمى كند؛ از پيچ و خم ها آگاه است و در اين امر دچار خطا نمى شود. آرى ، پيامبر اكرم داراى آن چنان عظمتى است كه مى تواند كاروان هستى را به منزلگاه حقيقى خود هدايت كند.
O مفتاح البركه است ؛ يعنى اگر نبود در خيرات به روى مردم بسته مى شد و مردم نمى توانستند خيرات را به دست آورند.
O و سرانجام اين كه پيامبر در اين راه خود را به زحمت و مشقت انداخت و هرگز در انجام وظايف كمترين سستى به خود راه نداد.

__________________

امان از آن زمانی که بیفتد به روی نامه ام چشمان مهدی
دلش می گیرد و با چشم گریان بگوید این هم از یاران مهدی




 
شرح صحيفه سجاديه : دعاى دوم 6 مرداد 1388   #3 (لینک)
Administer


Administer آواتار ها

مديريت كل سايت
 
Administer آنلاین نیست.

پاسخ : شرح صحيفه سجاديه : دعاى دوم پاسخ : شرح صحيفه سجاديه : دعاى دوم

فراز سوم
و كاشف فى الدعاء اليك حآمته و حارب فى رضاك اءسرته و قطع فى احيآء دينك رحمه ، و اءقصى الاءدنين على جحودهم و قرب الاءقصين على استجابتهم لك . در راه رسالت ، از حاميان و قبيله خود جدا شد و با آنان جنگيد و رابطه خود را با آنان قطع نمود و نزديكان خود را كه شرك مى ورزيدند دور ساخت و آنان را كه به ظاهر از اهل و عشيره او نبودند به خود نزديك فرمود.

شرح :
در اين فراز، امام عليه السلام به نكاتى اشاره مى فرمايد كه لازمه وجود يك راهبر راستين و دلسوز است و با رعايت آن ها، بهتر مى تواند مردم را از كج انديشى ها و كجروى ها نجات داده و به ساحل رستگارى برساند. او هم چنين مى تواند در رفتار و كردار خود، صداقت و حق خود را به مردم ارايه كند و با عمل نيز آنان را به طرف هدايت بخواند؛
و آن مساءله آن است كه يك رهبر، پس از عرضه صراط مستقيم به مردم ، هيچ چيزى را به غير از آن راه مورد عنايت قرار ندهد و آنچه را كه مانع و مزاحم حركت اوست از سر راه خود بردارد و با آن مبارزه نمايد.
در اين فراز، امام سجاد عليه السلام پيامبر اكرم را با اين صفات معرفى مى كند و به خداى متعال عرض مى كند كه خدايا! پيامبر تو در راه تبليغ دين تو با قبيله و عشيره خود - كه نسبت به او عاطفه و احساس شديدى داشتند، او را حمايت مى كردند و از او دفاع مى نمودند - جنگيد و از آن ها جدا شد و هرگز احساس قومى و عصبيت عشيره اى مانع آن نشد كه دست از دعوت مردم به طرف تو بردارد؛ مبادا كه در صراط مستقيم كمترين خدشه اى وارد شود!
آرى ، معيار دورى و نزديكى ، برادرى يا دشمنى ، خويشاوندى يا بيگانگى در اين مكتب ، همان معيار متعارف در عرف عام نيست ، بلكه دستور قرآن بر اين است كه انما المؤ منون اخوه . (280)
اويس قرنى پيامبر را نديد و در يمن زندگى مى كرد، ولى نزديك ترين فرد به پيامبر بود؛ اما آنان كه به پيامبر از نظر عشيره اى و قومى نزديك بودند، از ايشان بسيار دور بودند، به طورى كه با آن ها به مبارزه پرداخت و چنان كه مى دانيم امثال ابولهب ها و ابوجهل ها كه قريشى بودند مطرود ايشان واقع گشتند!
پيامبر خدا، جز خدا و صراط مستقيم هيچ روشى را امضا نمى فرمود و در راه صراط مستقيم تمامى موانع را از سر راه برمى داشت . ايشان دل از همه چيز غير از دورترين آن شخص بود كه از خدا دورتر بود. و اين از خصوصيات آيين هاى الهى است : لذا خداى متعال در قرآن كريم فرزند نوح را از اهل او ندانست و آن گاه كه جناب نوح به خداى تعالى عرض كرد : ان ابنى من اءهلى ، جواب شنيد : انه ليس من اءهلك انه عمل غير صالح ! (281) يعنى پيامبر، پدر صلاح و تقوا است و از هرگونه ناهنجارى به دور مى باشد؛ رابطه او با ناهنجارها قطع است ، اگر چه به ظاهر آن ناهنجارى فرزند او باشد هم چنين اگر خداوند به حضرت ابراهيم فرمان ذبح اسماعيل را مى دهد، سر آن اين است كه در كنار فرمان حضرت رب ، هيچ امرى نبايد رخ بنمايد و جز اطاعت از او، همه چيز بايد ناديده به حساب آيد.

__________________

امان از آن زمانی که بیفتد به روی نامه ام چشمان مهدی
دلش می گیرد و با چشم گریان بگوید این هم از یاران مهدی




 
شرح صحيفه سجاديه : دعاى دوم 6 مرداد 1388   #4 (لینک)
Administer


Administer آواتار ها

مديريت كل سايت
 
Administer آنلاین نیست.

پاسخ : شرح صحيفه سجاديه : دعاى دوم پاسخ : شرح صحيفه سجاديه : دعاى دوم

فراز چهارم
و والى فيك الاءبعدين و عادى فيك الاءقربين و اءداب نفسه فى تبليغ رسالتك و اءتعبها بالدعاء الى ملتك و شغلها بالنصح لاءهل دعوتك . آنان را كه دور بودند و تحت ولايت دين در آمدند به خود نزديك كرد و نزديكان مشرك خويش را از خود دور نمود. در راه ابلاغ رسالت تو، خود را به تعب و رنج انداخت و با دعوت مردم و نصيحت آنان در زحمت و مشقت فراوان قرار گرفت .

شرح :
رنج و تعب عمده پيامبر اكرم از آن بود كه دوستان و عشيره خود را به جهت كفرشان از خود دور كرده بود. آن ها نيز با اجانب همدست گشته بودند و مجموعا به مخالفت با او مى پرداختند.
اميرالمؤ منين در نهج البلاغه در اين زمينه مى فرمايد : خاض الى رضوان الله كل غمره و تجرع فيه كل غصه و قد تلون له الادنون و تاءلب عليه الاءقصون و خلعت اليه العرب اءعنتها و ضربت الى محاربته بطون رواحلها : (282) پيامبر اكرم با تمام قدرت به طرف رضايت حضرت حق حركت مى كرد و در اين زمينه ، بس جرعه هاى غصه و غم بود كه مى نوشيد؛ نزديكان او ثابت قدم نبودند و خود را مى باختند. بسيارى نيز كه از اجنبى ها بودند، بر دشمنى او كمر بسته بودند. جماعت عرب از اطاعت او سرباز مى زد و مركب هاى خود را به سوى جنگ با او حركت مى داد.
ولى پيامبر اكرم هم چنان نگران اين جريان بود و آسودگى در وجود شريفشان راه نداشت ؛ آن چنان كه قرآن كريم در آيه 6 سوره كهف خطاب به او مى فرمايد : فلعلك باخع نفسك على آثارهم ان لم يؤ منوا بهذا الحديث اءسفا : گويا مى خواهى در اثر شدت تاءثر، جان خود را به جهت ايمان نياوردن اينان از دست بدهى ؟ و نيز در سوره فاطر آيه 8 فرمود : فلا تذهب نفسك عليهم حسرات ان الله عليم بما يصنعون : اى پيامبر، آن قدر حسرت و افسوس به خود راه مده كه در مرحله از دست رفتن قرار گيرى ، زيرا خداى تو به كردار آنان آگاه است .
بايد دانست كه نفوس انسانى ، اگر چه در فطرت اوليه داراى ارتباط توحيدى و الهى هستند، ولى در اثر آلودگى به دنيا و اشتغال به شهوات و رفتارهاى ناپسند و رسوخ جهل و خوى حيوانى ، آن چنان به پرتگاه سقوط در مى غلتد كه ديگر به سادگى نجات آنان ميسور نيست . همواره ، خراب شدن بسيار آسان ، ولى اصلاح و آبادانى بسيار دقيق و سخت است ؛ به ويژه اگر زنگار نكبت و پليدى با حجم بسيار بر چهره جان بنشيند كه ديگر به سادگى قابل علاج نيست .
به هر حال ، با وجود اين كه اينان از آيين روشن و شفا بخش اسلام تاءثيرپذير نبودند، پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم هرگز دست از وظيفه خود برنمى داشت و به هر وسيله ممكن ، با حكمت و تدبير خود در ميان مردم عمل مى كرد؛ لذا اميرالمؤ منين فرمود : طبيب دوار بطبه : (283) طبيبى بود كه (به دنبال مريض ) در حركت بود.
هم چنين در روايت آمده كه عيسى مسيح عليه السلام را در كنار خانه شخص معصيت كارى ديدند؛ عرض كردند : يا روح الله ، اين جا چرا ايستاده اى ؟ فرمود : انما ياءتى الطبيب المرضى : (284) طبيب به نزد مريض ها مى رود.

__________________

امان از آن زمانی که بیفتد به روی نامه ام چشمان مهدی
دلش می گیرد و با چشم گریان بگوید این هم از یاران مهدی




 
شرح صحيفه سجاديه : دعاى دوم 6 مرداد 1388   #5 (لینک)
Administer


Administer آواتار ها

مديريت كل سايت
 
Administer آنلاین نیست.

پاسخ : شرح صحيفه سجاديه : دعاى دوم پاسخ : شرح صحيفه سجاديه : دعاى دوم

فراز پنجم
و هاجر الى بلاد الغربه و محل الناى عن موطن رحله و موضع رجله ، و مسقط راءسه و ماءنس نفسه اراده منه لا عزاز دينك و استنصارا على اءهل الكفر بك . پيامبر اكرم به جهت عزت دين و غلبه بر كفر، از وطن خود (مكه ) كه بستگان و عشيره او در آن جا بودند و زادگاه و مركز پرورش و انس ‍ او بود دورى جست .

شرح :
چنان كه گفته شد، پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم از تحمل هيچ زحمت و مشقتى كه در پيشبرد اهدافش مؤ ثر بود خوددارى نكرد؛ تحمل زحمت بدنى ، مشقت هاى روحى ، شنيدن كلمات جسورانه ، سه سال محاصره در شعب ، و بسيارى ديگر از جهالت هاى مردم او را از انجام ماءموريت الهى خود بازنداشت و بار سنگين رسالت را لحظه اى بر زمين نگذارد. سرانجام ، كار به آن جا انجاميد كه پيامبر هجرت از مكه را - كه وطن اصلى او بود و بسيار به آن جا علاقه داشت - لازم و ضرورى ديد و به امر حضرت حق مكه را به طرف مدينه ترك كرد تا فرياد توحيد را از حصر چهار سوى كوهستان هاى مكه فراتر بود و بتواند به وسيله اعوان و انصار خويش ، سرزمين وحى و توحيد را از چنگال كفر و جهالت و بت پرستى نجات دهد و مسجد الحرام و كعبه را از جهل و پليدى شرك پاك سازد.
عاقبت ، حضرت از مكه مهاجرت فرمود. اين هجرت آن چنان مهم و نقش ‍ آفرين گشت كه مبداء تاريخ در اسلام قرار گرفت تا عظمت آن پيوسته در اذهان مردم باقى بماند؛ و اين در حالى بود كه ايام بسيار مهمى در تاريخ پيش از آن وجود داشت ؛ همانند تولد پيامبر اكرم ، عام الفيل ، روز ولادت و بعثت پيامبر و... .
پيامبر محل تولد، ماواء و مسكن خود را در راه خدا ترك كرد، در حالى كه اشك حزن از چشمان مباركش فرو مى ريخت . در اين حالت بود كه جبرئيل نازل شد و آيه 85 سوره قصص را بر آن حضرت نازل كرد و ايشان را دلدارى داد كه ان الذى فرض عليك القرآن لرادك الى معاد : آن كس كه عمل به قرآن را به تو واجب كرد، تو را به سوى مكان بازگشت (مكه ) برخواهد گرداند. حضرت نيز در حالى كه بر مركب خود سوار بود خطاب به مكه فرمود : و الله انك خير ارض الله و اءحبها الى الله و لولا انى اخرجت منك ما خرجت : (285) به خدا قسم ، تو بهترين قطعه از زمين و محبوب ترين آن در نزد خداوندى ، و اگر اين گونه نبود كه از آن جا اخراج شدم ، هرگز از تو خارج نمى شدم !
با اين حال ، هيچ يك از اين حلقه هاى دست و پاگير، مانع از حركت ايشان به سوى هدف مقدسش نگرديد.
وضعيت مردم هنگام بعثت
مردم در زمان بعثت نبى اكرم در بى خبرى و جهالتى حيرت آور به سر مى بردند و اعتقادات آنان بسيار منحرف و آلوده به خرافات بود. دين يهود و نصارى دچار تحريف گشته بود، چنانچه در آيه 18 سوره مائده مى خوانيم : و قالت اليهود و النصارى نحن اءبناو الله و اءحباوه : يهود و نصارى خود را فرزندان خدا و دوستان او مى پنداشتند. و در آيه 30 سوره توبه فرموده : و قالت اليهود عزيز ابن الله و قالت النصارى المسيح ابن الله : يهود مى گفت عزبر فرزند خداست و نصارى مسيح را پسر خدا مى دانستند. ملت هاى ديگر نيز هر يك به طورى از صراط مستقيم خارج بودند؛ همانند مجوس كه قائل به خداى خير و شر بودند و به يزدان و اهريمن اعتقاد داشتند!
پيامبر اكرم در چنين موقعيتى مبعوث شد تا آنكه توانست به وسيله انصار و مهاجرين دست به انقلابى بزند كه به وسيله آن فطرت مردم را بيدار كرده و آنان را به سوى مسير مستقيم سوق دهد. عاقبت نيز چنين شد و مردم جزيره العرب كه به قول اميرالمؤ منين خوراكشان خشن و لباسشان بى ارزش ‍ و ملامت آور و خوابشان در كنار مارها و سنگستان هاى سخت بود، كارشان به جايى رسيد كه بر عالى ترين مقام جهانى اشراف يافتند و در راءس قدرت جهان قرار گرفتند.

__________________

امان از آن زمانی که بیفتد به روی نامه ام چشمان مهدی
دلش می گیرد و با چشم گریان بگوید این هم از یاران مهدی




 
شرح صحيفه سجاديه : دعاى دوم 6 مرداد 1388   #6 (لینک)
Administer


Administer آواتار ها

مديريت كل سايت
 
Administer آنلاین نیست.

پاسخ : شرح صحيفه سجاديه : دعاى دوم پاسخ : شرح صحيفه سجاديه : دعاى دوم

فراز ششم
حتى استنب له ما حاول فى اءعدائك ، و استتم له ما دبر فى اءوليائك فنهد اليهم مستفتحا بعونك و متقويا على ضعفه بنصرك ، فغزاهم فى عقر ديارهم ، و هجم عليهم فى بحبوحه قرارهم ، حتى ظهر اءمرك و علت كلمتك و لوكره المشركون . خدايا، پيامبر تو آن چنان به جهاد و كوشش اقدام فرمود كه آنچه اراده كرد در دشمنان تو مستقر شد و آنچه را خواست در دوستان تو برقرار گرديد، و به كمك تو و طلب يارى از تو، به قيام با قدرتى دست زد كه بر ضعف آن ها غالب آمد؛ در عمق خانه هاى آنان با آن ها جنگيد و هجوم برد تا آن كه خواسته تو ظاهر و كلمه تو غالب گرديد، اگر چه با كراهت مشركان تمام شد.

شرح :
مسلما آن پيروزى و غلبه اى كه امام عليه السلام در اين جا به خدا و پيامبرش ‍ نسبت داده ، از قبيل فتح و پيروزى هاى احساسى اى كه عده اى هواپرست و خودخواه آن را طلب كرده و در راه آن از مرگ و نابودى خود و ديگران باكى ندارند، نيست . زيرا فتح و پيروزى هواپرستان ، چيزى جز غلبه جهل و هوسرانى و خودخواهى و ظلم و جور و بدانديشى نيست ، زيرا تمام هدف در اين گونه مبارزه ها آن است كه حريف از پاى درآيد و به جاى او بر مسند قدرت بنشينند، اگر چه به قيمت جان و مال مردم تمام شود. آن گاه با ادامه ى ظلم و جور و غلبه ، حقوق ضعفا و بيچارگان پايمال شده و خون و جان و مال مظلومان ، بى پناه مى ماند.
اما فتح و پيروزى مكتب هاى الهى ، عبارت از برداشتن موانع هدايت و رشد انسان ها و رساندن آنان به كمال لايق انسانيت است . هدف اولياء خداوند فراهم آوردن زمينه براى پيشبرد جامعه انسانيت مى باشد، زيرا در جوامع آزاد بشرى ، پيوسته عده اى قدرتمند زورگو بر مردم حكومت مى كنند كه هرگز حاضر نيستند كس ديگرى جايگزين آنان شود و به جز آنچه خواسته ى آن هاست در خارج جارى شود. آنان با تمام وجود در مقابل مخالفان خود ايستاده و در هر شرايطى كه باشد آن ها را از پاى درمى آورند؛ به طورى كه ياد و نقشى هم از ايشان بر جاى نماند.
در اين گيرودار، اين انبيا هستند كه بايد وارد اين درياى پرتلاطم شوند و با عده اى هوسران خودخواه مبارزه كنند تا شايد آن موانع برداشته شوند و حاكميت خدا به جاى حكومت جاهليت بنشيند.
البته خداى متعال از خلق و اطاعت آنان غنى است و هيچ كس قدرت رويارويى با او را ندارد : فان الله غنى عن العالمين ، (286) لذا مردم چه كافر باشند چه مؤ من ، چه راكع و ساجد باشند چه ياغى و طاغى ، به هيچ وجه به خداى متعال كمترين ضررى نمى توانند بزنند.
پس هر جا سخن از غلبه و فتح خدا و ثبات حاكميت اوست ، معنى آن به كرسى نشستن نظام هدايت ، عدالت ، كرامت انسانى و برطرف شدن ظلم و ضلالت و حقارت نسل آدمى است . در نتيجه ، ظهور امر خدا، علو كلمه الله و در يك كلام : جنگيدن مظهر هدايت با مظاهر كفر و ضلالت ، جز براى آن نيست كه اسباب و ابزار ضلالت از انسان ها گرفته شد و حق بر كرسى هدايت و كرامت بنشيند.

__________________

امان از آن زمانی که بیفتد به روی نامه ام چشمان مهدی
دلش می گیرد و با چشم گریان بگوید این هم از یاران مهدی




 
شرح صحيفه سجاديه : دعاى دوم 6 مرداد 1388   #7 (لینک)
Administer


Administer آواتار ها

مديريت كل سايت
 
Administer آنلاین نیست.

پاسخ : شرح صحيفه سجاديه : دعاى دوم پاسخ : شرح صحيفه سجاديه : دعاى دوم

فراز هفتم
اللهم فارفعه بما كدح فيك الى الدرجه العليا من جنتك حتى لا يساوى فى منزله و لا يكافاء فى مرتبه و لا يوازيه لديك ملك مقرب و لا نبى مرسل . خدايا، مقام پيامبر را با مجاهده هاى او به جايگاهى آن چنان رفيع از بهشت خود برسان كه احدى در منزله و مقام و رتبه ، مساوى با او نباشد و هيچ ملك مقرب و نبى مرسلى همطراز وى قرار نگيرد!

شرح :
در اين فراز، امام معصوم عليه السلام پيامبر اكرم را با جملاتى دعا كرده كه فوق آن ديگر تصور نمى توان كرد. امام تقاضاى مقام و منزلتى براى حضرت خاتم صلى الله عليه و آله و سلم از خداوند عالم كرده است كه احدى در آن مقام با او توازى و تساوى نداشته باشد.
البته معلوم است كه درخواست امام معصوم ، هرگز گزاف و بى حساب نيست و اين درخواست ، غير مناسب و بدون زمينه نمى باشد، بلكه خواسته اى معقول و باضابطه است .
اصولا گاهى مى شود كه بعضى دعاها، درخواست آرزوهاى دور و درازى است كه هيچ گونه زمينه قبلى ندارد و كمترين رابطه اى بين آن خواسته و وضعيت درخواست كننده نيست ؛ مثلا كسى كه مقام بسيار بلندى را آرزو مى كند، بدون آن كه كمترين قدمى در راه اخلاص و بندگى برداشته باشد؛ يا مرتبه اى دنيايى را طلب مى كند و دلش مى خواهد كه اولين فرد علمى جهان باشد، ولى كمترين اقدامى براى يادگيرى انجام نمى دهد! البته اين گونه درخواست ها غير معقول و نابجاست و امكان وقوع آن نيز در خارج غيرممكن است ؛ ولى اگر درخواست كننده داراى شرايطى باشد كه متناسب با زمينه هاى وجودى آمال و آرزوهاى او باشد، نمى توان از كيفيت خواسته هاى او، درجه كرامت ها و كمالات و همت فوق العاده او را دريافت كرد و دانست كه به راستى سزاوار اين چنين كرامت هايى هست يا خير؟ زيرا استعداد و آمادگى رسيدن به آن ها در او پيدا و مشهود است .
خواسته هاى امام سجاد عليه السلام نسبت به رسول گرامى اسلام نيز، جملگى درخواست هاى راستين و سزاوار نبى اكرم صلى الله عليه و آله و سلم مى باشد؛ زيرا بلندترين مقام قرب الهى از آن كسى است كه دست به كارى زده كه هرگز در توان احدى از ملائكه و انبيا و مرسلين سلف نبوده است .
O
مى دانيم كه هر كار خوب داراى دو جهت بسيار اساسى است :
o حسن فعلى ؛ يعنى آن عمل در خارج داراى كيفيتى باشد كه از هر جهت مفيد باشد؛ به عبارت ديگر پوشش تربيتى و پرورشى آن در شرايطى باشد كه مرز زمان و مكان خاصى نگنجد و بتواند نسل ها را در لابلاى عمود زمان ، از نظر مديريت و هدايت رهبرى كند. در اين صورت مى توان گفت كه مدح و سپاس از چنين اقدام عظيمى ، در حد هيچ احدى ، جز خداى عالم نيست .
O حسن فاعلى ؛ يعنى شخصيت موثر آن چنان باشد كه در انجام عمل ، كمترين سود شخصى و منفعت مادى و دنيوى خود را در نظر نداشته باشد و جملگى را فقط به خاطر خدا به جا آورد؛ از آن بالاتر، حتى خود را، عمل خود را و مجاهده و زحمات و تلاش پى گير خود را از آن خدا دانسته و نه تنها طلب مزد نكند، بلكه كمال امتنان از خدا را نيز داشته باشد كه به او نعمت بندگى و اطاعت كرامت فرموده است . مسلما چنين شخصيتى در خور كرامتى است كه سزاوار احدى از بشريت نمى باشد و تنها كسى را كه مى توان در اين حد دانست ، فقط شخصيت حضرت محمد بن عبدالله صلى الله عليه و آله و سلم است .

__________________

امان از آن زمانی که بیفتد به روی نامه ام چشمان مهدی
دلش می گیرد و با چشم گریان بگوید این هم از یاران مهدی




 
برچسب ها
آنكه, دوم, دعاى, سجاديه

  



کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 

(نمایش همه كاربراني كه از اين موضوع بازدید نمودند: 1 نفر
Administer
ابزارهای موضوع
نحوه نمایش

انتخاب سریع یک انجمن

دانلود فایل,مقاله, سورس کد

Powered by vBulletin, Copyright ©2000 - 2018, Jelsoft Enterprises Ltd.
All right reserved ©2009 - 2018, Parsiland.com
کپی برداری از این سایت به هر نحو ممنوع می باشد!