Parsiland Forums
بازگشت   پارسی لند > ادبیات و تاریخ ایران > ادب و ادبیات > زندگی نامه شاعران

سایت پارسی لند | Parsiland Forums




  

زندگی نامه ی "  فردوسی" ... 21 مرداد 1388   #1 (لینک)
Ghoghnus


Ghoghnus آواتار ها

مدیر ارشد انجمن ادبیات
 
Ghoghnus آنلاین نیست.
نام واقعی: مینا
نوشته ها: 5,356
سپاس از دیگران: 4,057 بار
سپاس شده: 3,968 بار
رشته دانشگاهی: کارگرداني
دوستان من: 23 نفر
تاریخ تولد: 5 تیر
محل سکونت: تهران
عضو پارسی لند: بهمن 1387
حالت من: ba shakhsiat
نمایش پروفایل Ghoghnus    نمایش آلبوم های Ghoghnus   اضافه کردن Ghoghnus به لیست دوستان شما   گروه های دسته جمعی
زندگی نامه ی "  فردوسی" ... زندگی نامه ی " فردوسی" ...


فردوسي
شاعر معاصر ايراني (329 –411 هجري)



«حکیم ابوالقاسم فردوسی» در سال 329 هجری در «طبران» طوسبه دنیا آمد. پدرش از دهقانان طوس بود كه ثروت و موقعیت قابل توجهی داشت. فردوسي در جوانی با درآمدی که از املاک پدرش به دست مي آورد، به کسی محتاج نبود؛ اما بتدريج، آن اموال را از دست داد و به تهیدستی گرفتار شد.
وي از همان زمان كه به كسب علم و دانش مي پرداخت، به خواندن داستان هم علاقه مند شد و به تاریخ و اطلاعات مربوط به گذشته ایران عشق می ورزید. همین علاقه به داستانهای کهن بود که او را به فکر انداخت تا شاهنامه را به نظم در آورد.چنان که از گفته خود او بر می آید، مدتها در جستجوی این کتاب بوده و پس از یافتن نسخه اصلی داستانهای شاهنامه، نزدیک به سی سال از بهترین ایام زندگی خود را وقف این کار کرده است.او در اين باره می گوبد:
بسي رنج بردم بدین سال سی
عجم زنده کردم بدین پارسی
پی افکندم از نظم کاخی بلند
که از باد و باران نیابد گزند
بناهای آباد گردد خراب
ز باران و از تابش آفتاب

فردوسی در سال 370 یا 371، به نظم در آوردن شاهنامه را آغاز کرد و در اوایل این کار، هم خود او ثروت و دارایی قابل توجهی داشت و هم برخي از بزرگان خراسان که به تاریخ باستان ایران علاقه داشتند، او را یاری می کردند. ولی به مرور زمان و پس از گذشت سالها، در حالی که فردوسی بیشتر شاهنامه را سروده بود، دچار فقر و تنگدستی شد.
اَلا ای برآورده چرخ بلند چه داری به پیری مرا مستمند
چو بودم جوان برترم داشتی به پیری مرا خوار بگذاشتی
به جای عنانم عصا داد سال پراکنده شد مال و برگشت حال

فردوسی نيز مانند بابك سعی در بازگشت آيین زرتشت و زبان پارسی به ایران داشت. با اين تفاوت که فردوسی قصد داشت با قلمش به مردم یادآوری کند که چه بودند و حال چه شدند. او توانست با قلم و سرشت زیبای خود، زبان پارسی را به مردم بازگرداند، اما به دلیل برخی از شعرهایش، مورد خشم خلیفه وقت قرار گرفت. فردوسي و بابك تلاش بسياري كردند تا به ايرانيان، هویت راستين شان را یادآور شوند. فردوسی تا حدودی موفق بود و توانست با شاهنامه، زبان پارسی را به ایران زمین بازگرداند، ولی بابک نتوانست به هدفش برسد.
بر خلاف آنچه كه مشهور است، فردوسی سرودن شاهنامه را تنها به دليل علاقه شخصي و حتی سالها قبل از آن که سلطان محمود به سلطنت برسد، آغاز کرد؛ اما چون در طی این کار، بتدريج ثروت و جوانی را از دست داد، به فکر افتاد که آن را به نام پادشاه بزرگي درآورد و با اين تصور كه سلطان محمود، قدر او را خواهد شناخت، شاهنامه را به نام او کرد و راه غزنین را در پیش گرفت.اما سلطان محمود که بیش از تاریخ و داستانهای پهلوانی، به اشعار ستایش آمیز شاعران علاقه داشت، قدر سخن فردوسی را ندانست و او را چنانکه شایسته اش بود، تشویق نکرد.
علت اینکه شاهنامه مورد پسند سلطان محمود واقع نشد، درست معلوم نیست.برخي گفته اند که به سبب بدگويی حسودان، فردوسی نزد سلطان محمود به بی دینی متهم شد. در حقيقت، ايمان فردوسی به شیعه- که سلطان محمود آن را قبول نداشت- هم به این موضوع اضافه شد و از این رو، سلطان به او بی اعتنايی کرد.
برخي از شاعران دربار سلطان محمود نسبت به فردوسی حسادت ورزيده و داستانهای شاهنامه و پهلوانان قدیم ایران را در نظر سلطان محمود، پست و ناچیز جلوه داده بودند. به هر حال، سلطان محمود، شاهنامه را بی ارزش دانست و از رستم به زشتی یاد کرد و بر فردوسی خشمگین شد و گفت :
«شاهنامه خود هیچ نیست، مگر حدیث رستم؛ و اندر سپاه من، هزار مرد چون رستم هست».
فردوسی از این بی اعتنايی سلطان محمود برآشفت و چندین بیت در هجو سلطان محمود گفت و سپس از ترس مجازات، غزنین را ترک کرد و مدتي در شهرهاي هرات، ری و طبرستان متواری بود و از شهری به شهر دیگر می رفت، تا آنکه سرانجام در زادگاه خود «طوس» درگذشت.فردوسی را در شهر «طوس» و در باغی که متعلق به خودش بود، به خاک سپردند.
در تاریخ آمده است که چند سال بعد، سلطان محمود از رفتاری که با آن شاعر آزاده کرده بود، پشیمان شد و به فکر جبران گذشته افتاد و فرمان داد تا ثروت فراوانی را برای او از غزنین به طوس بفرستند و از او دلجويی کنند.اما روزی که هدیه سلطان را از غزنین به طوس می آوردند، جنازه شاعر را از طوس بیرون می بردند. از فردوسی تنها یک دختر به جا مانده بود كه او نيز هدیه سلطان محمود را نپذیرفت.
جنازه فردوسی اجازه دفن در گورستان مسلمانان را نیافت. منابع مختلف، علت دفن نشدن او در گورستان مسلمانان را مخالفت یکی از دانشمندان متعصب طوس (چهار مقاله نظامی عروضی) دانسته‌اند.
شاهنامه نه تنها بزرگترین و پرمایه ترین مجموعه شعر به جا مانده از عهد سامانی و غزنوی است، بلکه مهمترین سند عظمت زبان فارسی و بارزترین مظهر شکوه و رونق فرهنگ و تمدن ایران باستان و خزانه لغت و گنجینه ادبـیات فارسي به شمار مي رود.
فردوسی طبع لطیفي داشت، سخنش از طعنه، هجو، دروغ و چاپلوسي به دور بود و تا جايي كه می توانست از به كار بردن كلمه هاي غير اخلاقي خودداري مي كرد.او در وطن دوستی، سری پر شور داشت؛ از اين رو، به داستانهای کهن و تاریخ و سنن قدیم عشق می ورزیدو از تورانيان و روميان و اعراب - به دليل صدماتي که بر ايران واردآورده بودند- نفرت داشت.............





این مطلب با زحمات کاربرای این سایت جمع آوری شده است
اخلاق حکم می کند در صورت برداشت از سایت منبع را ذکر کنید!
 
کسی که از Ghoghnus سپاس کرد.

آخرین ارسال Ghoghnus
موضوع انجمن آخرین نویسنده پاسخ نمایش تاریخ آخرین نوشته
دق میدهــد خلوتگاه شعر و ادب Ghoghnus 0 46 7 تير 1393 21:45
چه زجری میکشد شعر و مشاعره Ghoghnus 0 53 7 تير 1393 21:43
تایپ شعر و مشاعره Ghoghnus 0 51 7 تير 1393 21:42
هی دل می بنــدد .. خلوتگاه شعر و ادب Ghoghnus 0 63 18 خرداد 1393 23:44
چمدان عشق و عاشقی Ghoghnus 0 65 17 خرداد 1393 23:08
نبودن عشق و عاشقی Ghoghnus 0 73 17 خرداد 1393 23:01
موزیک ویدیو به عشق خدا علیرضا مختاری کلیپ مجاز BOHRAN 2 58 17 خرداد 1393 00:25
آرایش نکن ... داستان و حکایت Ghoghnus 0 153 6 بهمن 1392 20:07
از یه جایـــــــــی به بعــــــد .. خلوتگاه شعر و ادب GodMaster 1 115 6 بهمن 1392 20:02
یه کم مــــــــــرد باش سایر مطالب ادبی GodMaster 5 179 6 بهمن 1392 19:57

زندگی نامه ی "  فردوسی" ... 21 مرداد 1388   #2 (لینک)
Ghoghnus


Ghoghnus آواتار ها

مدیر ارشد انجمن ادبیات
 
Ghoghnus آنلاین نیست.
نام واقعی: مینا
نوشته ها: 5,356
سپاس از دیگران: 4,057 بار
سپاس شده: 3,968 بار
رشته دانشگاهی: کارگرداني
دوستان من: 23 نفر
تاریخ تولد: 5 تیر
محل سکونت: تهران
عضو پارسی لند: بهمن 1387
حالت من: ba shakhsiat
نمایش پروفایل Ghoghnus    نمایش آلبوم های Ghoghnus   اضافه کردن Ghoghnus به لیست دوستان شما   گروه های دسته جمعی
پاسخ : زندگی نامه ی "  فردوسی" ... پاسخ : زندگی نامه ی " فردوسی" ...

ویژگیهای هنری شاهنامه

شاهنامه نگاهبان راستین سنتهای ملی و شناسنامه قوم ایرانی است. شاید بدون وجود این اثر بزرگ، بسیاری از عناصر مثبت فرهنگ آبا و اجدادی ما در طوفان حوادث تاریخی نابود می شد و اثری از آنها به جا نمی ماند.فردوسی شاعری معتقد و مومن به ولایت معصومین علیهم ‌السلام بود و خود را بنده اهل بیت نبی و ستاینده خاک پای وصی می دانست و تاکید می کرد که:
گرت زین بد آید، گناه من است
چنین است و آیین و راه من است
بر این زادم و هم بر این بگذرم
چنان دان که خاک پی حیدرم

فردوسی با خلق حماسه عظیم خود، دو فرهنگ ایران و اسلام را به بهترین شكل ممکن در هم آميخت. اهمیت شاهنامه تنها در جنبه ادبی و شاعرانه آن خلاصه نمی شود و پیش از آن که مجموعه ای از داستانهای منظوم باشد، تبار نامه ای است که بیت بیت و حرف به حرف آن، ریشه در اعماق آرزوها و خواسته های جمعی ملتی کهن دارد؛ملتی که در همه ادوار تاریخی، نیکی و روشنایی را ستوده و با بدی و ظلمت در ستیز بوده است.
شاهنامه از حدود شصت هزار بیت تشکیل شده و دارای سه دوره اساطیری، پهلوانی و تاریخی است.شاهنامه روایت نبرد خوبی و بدی است و پهلوانان، جنگجویان این نبرد دائمی در هستی اند. جنگ کاوه و ضحاک ستمگر، کین خواهی منوچهر از سلم و تور، مرگ سیاوش با دسیسه سودابه و . . . همه حکایت از این نبرد و ستیز دارد.
ديدگاه فردوسی و اندیشه حاکم بر شاهنامه همیشه پشتيبان خوبیها در برابر ستم و تباهی است. ایران که سرزمین آزادگان به شمار مي رود، همواره مورد آزار و اذیت همسایگانش قرار می گیرد. زیبایی و شکوه ایران نيز آن را در معرض رنجها و سختيهاي گوناگون قرار می دهد و از این رو، پهلوانانش با تمام توان به دفاع از هستي این کشور و ارزشهای ژرف انسانی مردمانش بر می خیزند و در اين راه، جان خود را نيز فدا مي كنند. برخی از پهلوانان شاهنامه، نمونه متعالی انسانهايی هستند که عمرشان را به تمامی در اختيار همنوعان خود قرار داده اند؛پهلوانانی همچون فریدون، سیاوش، کیخسرو، رستم، گودرز و طوس از این دسته اند. شخصیتهای دیگری نیز همچون ضحاک و سلم و تور، وجودشان آکنده از فتنه گري، بدخویی و تباهي است.آنها ماموران اهریمنند و قصد نابودی و تباهي در كار جهان را دارند.
قهرمانان شاهنامه ستیزی هميشگي با مرگ دارند و این ستیز، نه رویگردانی از مرگ است و نه پناه بردن به كنج پارسايي؛ بلکه پهلوان در رويارويي و درگیری با خطرهاي بزرگ، به جنگ مرگ می رود و در حقیقت، زندگی را از آغوش مرگ دور مي سازد.
بيشتر داستانهای شاهنامه، فاني بودن دنیا را به یاد خواننده می آورد و او را به بیداری و درس گرفتن از روزگار رهنمون مي سازد، با وجود اين، آنجا که زمان بيان سخن عاشقانه می رسد، فردوسی به سادگی و با شکوه و زیبایی خاص خود، موضوع را می پروراند.

 
کسی که از Ghoghnus سپاس کرد.
زندگی نامه ی "  فردوسی" ... 21 مرداد 1388   #3 (لینک)
Ghoghnus


Ghoghnus آواتار ها

مدیر ارشد انجمن ادبیات
 
Ghoghnus آنلاین نیست.
نام واقعی: مینا
نوشته ها: 5,356
سپاس از دیگران: 4,057 بار
سپاس شده: 3,968 بار
رشته دانشگاهی: کارگرداني
دوستان من: 23 نفر
تاریخ تولد: 5 تیر
محل سکونت: تهران
عضو پارسی لند: بهمن 1387
حالت من: ba shakhsiat
نمایش پروفایل Ghoghnus    نمایش آلبوم های Ghoghnus   اضافه کردن Ghoghnus به لیست دوستان شما   گروه های دسته جمعی
پاسخ : زندگی نامه ی "  فردوسی" ... پاسخ : زندگی نامه ی " فردوسی" ...

تصویرسازی

تصویرسازی در شعر فردوسی جايگاه ويژه اي دارد. شاعر با تجسم رخدادها و ماجراهای داستان در پیش چشم خواننده، او را همراه با خود به متن حوادث می برد؛ گویی خواننده، داستان را بر پرده سینما به تماشا نشسته است.تصویرسازی و تخیل در اثر فردوسی چنان محکم و متناسب است که حتی بيشتر توصیفهاي طبیعی درباره طلوع، غروب، شب، روز و . . . در شعر او حالت و تصویری حماسی دارد و ظرافت و دقت حکیم طوس در چنین نکاتی، موجب هماهنگی جزيی ترین امور در شاهنامه با کلیت داستانها شده است.چند بیت زیر در توصیف آفتاب آمده است:
چو خورشید از چرخ گردنده سر
برآورد بر سان زرین سپر
پدید آمد آن خنجر تابناک
به کردار یاقوت شد روی خاک
چو زرین سپر برگرفت آفتاب
سرجنگجویان برآمد ز خواب
و این هم تصویری که شاعر از رسیدن شب دارد:
چو خورشید تابنده شد ناپدید شب تیره بر چرخ لشگر کشید

 
کسی که از Ghoghnus سپاس کرد.
زندگی نامه ی "  فردوسی" ... 21 مرداد 1388   #4 (لینک)
Ghoghnus


Ghoghnus آواتار ها

مدیر ارشد انجمن ادبیات
 
Ghoghnus آنلاین نیست.
نام واقعی: مینا
نوشته ها: 5,356
سپاس از دیگران: 4,057 بار
سپاس شده: 3,968 بار
رشته دانشگاهی: کارگرداني
دوستان من: 23 نفر
تاریخ تولد: 5 تیر
محل سکونت: تهران
عضو پارسی لند: بهمن 1387
حالت من: ba shakhsiat
نمایش پروفایل Ghoghnus    نمایش آلبوم های Ghoghnus   اضافه کردن Ghoghnus به لیست دوستان شما   گروه های دسته جمعی
پاسخ : زندگی نامه ی "  فردوسی" ... پاسخ : زندگی نامه ی " فردوسی" ...


موسیقی

موسیقی از عناصر اصلی شعر فردوسی به شمار مي رود. انتخاب وزن متقارب[1] که هجاهای بلند آن کمتر از هجاهای کوتاه است، موسیقی حماسی شاهنامه را چند برابر می کند.فردوسی علاوه بر استفاده از وزن عروضی مناسب، با به کارگیری قافیه های محکم و هم حروفیهای پنهان و آشکار، انواع جناس، سجع و دیگر صنایع لفظی، تأثیر موسیقایی شعر خود را تا حد ممکن افزایش می دهد.اغراقهای استادانه، تشبیهات حسی و نمایش لحظه هاي طبیعت و زندگی، از دیگر ويژگيهاي مهم شعر فردوسی است.
برآمد ز هر دو سپه بوق و کوس هوا نیلگون شد، زمین آبنوس
چو برق درخشنده از تیره میغ همی آتش افروخت از گرز و تیغ
هوا گشت سرخ و سیاه و بنفش ز بس نیزه و گونه گونه درفش
از آواز دیوان و از تیره گرد ز غریدن کوس و اسب نبرد
شکافیده کوه و زمین بر درید بدان گونه پیکار کین کس ندید
چکاچاک گرز آمد و تیغ و تیر ز خون یلان دشت گشت آبگیر
زمین شد به کردار دریای قیر همه موجش از خنجر و گرز و تیر
دمان بادپایان چو کشتی بر آب سوی غرق دارند گفتی شتاب

 
زندگی نامه ی "  فردوسی" ... 21 مرداد 1388   #5 (لینک)
Ghoghnus


Ghoghnus آواتار ها

مدیر ارشد انجمن ادبیات
 
Ghoghnus آنلاین نیست.
نام واقعی: مینا
نوشته ها: 5,356
سپاس از دیگران: 4,057 بار
سپاس شده: 3,968 بار
رشته دانشگاهی: کارگرداني
دوستان من: 23 نفر
تاریخ تولد: 5 تیر
محل سکونت: تهران
عضو پارسی لند: بهمن 1387
حالت من: ba shakhsiat
نمایش پروفایل Ghoghnus    نمایش آلبوم های Ghoghnus   اضافه کردن Ghoghnus به لیست دوستان شما   گروه های دسته جمعی
پاسخ : زندگی نامه ی "  فردوسی" ... پاسخ : زندگی نامه ی " فردوسی" ...

سرچشمه داستانهای شاهنامه

نخستین کتاب نثر فارسی که به عنوان یک اثر مستقل عرضه شد، شاهنامه ای منثور بود.این کتاب، چون به دستور «ابومنصور توسی» و با سرمايه او فراهم آمد، به «شاهنامه ابومنصوری» مشهور است و جزء تاریخ گذشته ایران به شمار مي رود. اصل این کتاب از میان رفته و تنها مقدمه آن که حدود پانزده صفحه می شود، در برخي از نسخه های خطی شاهنامه موجود است. علاوه بر این، یک شاهنامه منثور دیگر به نام «شاهنامه ابوالموید بلخی» نيز قبل از شاهنامه ابومنصوری تألیف شده است، اما چون به کلی از میان رفته، نمی توان درباره آن اظهار نظر کرد.
پس از این دوره، در قرن چهارم، شاعری به نام «دقیقی» به نظم در آوردن داستانهای ملی ایران را آغاز کرد. دقیقی، زرتشتی بود و در جوانی، اشعاري در مدح برخی از امیران چغانی و سامانی سرود و جوایز گرانبهايي دریافت کرد.وي به دستور نوح بن منصور سامانی مأموریت یافت تا شاهنامه ابومنصوری را - که به نثر بود- به نظم در آورد. دقیقی بیش از هزار بیت از این شاهنامه را نسروده بود که کشته شد (حدود 367 یا 369 ﻫ.ق) و فردوسی، استاد و همشهری دقیقی، کار ناتمام او را دنبال کرد. از این رو، می توان شاهنامه دقیقی را سرچشمه اصلی فردوسی در سرودن شاهنامه دانست.


 
کسی که از Ghoghnus سپاس کرد.

برچسب ها
زندگی

  


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 

(نمایش همه كاربراني كه از اين موضوع بازدید نمودند: 7 نفر
Administer, amirkhan5800, djmhg, ghoghnoose_dana, Ghoghnus, m-h-d-d, ياحسين
ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش امتیاز به این موضوع
امتیاز به این موضوع:

انتخاب سریع یک انجمن


دانلود فایل,مقاله, سورس کد

Powered by vBulletin, Copyright ©2000 - 2014, Jelsoft Enterprises Ltd.
All right reserved ©2009 - 2014, Parsiland.com
کپی برداری از این سایت به هر نحو ممنوع می باشد!

Yahoo bot last visit powered by MyPagerank.Net

Parsiland Search Engine Garde