انجمن پارسی لند
بازگشت   پارسی لند > ادبیات و تاریخ ایران > ادبيات، زبان ها و تاريخ > تاريخ ايران بعد از اسلام، تاريخ اسلام

سایت پارسی لند | Parsiland Forums




  

روابط ايران با پرتغال و اسپانيا در دوران شاه عباس صفوي
نحوه نمایش امتیاز موضوع ابزارهای موضوع  
روابط ايران با پرتغال و اسپانيا در دوران شاه عباس صفوي 26 مهر 1389   #1 (لینک)
Golabi


Golabi آواتار ها

مدیر بازنشسته
 
Golabi آنلاین نیست.

روابط ايران با پرتغال و اسپانيا در دوران شاه عباس صفوي روابط ايران با پرتغال و اسپانيا در دوران شاه عباس صفوي

در سال 996 شاه عباس طي يک کودتا پدر را ازکار برکنار کرد و خود به جاي وي بر تخت سلطنت نشست و دوران سلطنت او تا 1038 به درازا کشيد. اين دوره چهل و دو سه ساله ي سلطنت شاه عباس دوره اي است سراسر کوشش و جنبش و حادثه در هر زمينه اي از مسائل نظامي و جنگي گرفته تا مذاکرات سياسي، و در همين دوره است که مذاکرات سياسي ايران و اسپانيا به اوج خود رسيد و باز در همين دوره است که سرانجام دست پرتغاليان از شهرها و سواحل و جزاير ايران کوتاه شده. اينک شرح ماجرا:
در سال 1007 ق دو کشيش پرتغالي يکي از فرقه ي فرانسيسکن (1) به نام آلفونسو کوردرو (2) و ديگري از فرقه ي دومينيکن (3) به نام نيکولا دي ملو (4)، پس از سالها اقامت در فيليپين به قصد رفتن به رم (5) و ليسبون به بندر گوآ آمدند و از آنجا به هرموز رفتند و از هرموز راه اصفهان در پيش گرفتند. چون اينان نخستين کشيشاني بودند که به اصفهان رسيده بودند، شاه عباس خاطر آنان را بسيار گرامي داشت و با آنان به بحث دوستانه نشست و چون نيکولا دي ملو خود را اسقف هرموز و نماينده ي پادشاه اسپانيا معرفي کرد شاه عباس او را به گرمي پذيرفت و صليبي از طلا مکلل به الماس و فيروزه و ياقوت به وي بخشيد و با وساطت آنتوني شرلي به وي اجازه داد که با لباس روحاني خود سفر کند و کسي معترض احوال او نشود. با اين حال به نظر مي آيد که ورود اين دو کشيش چندان ساده و دور از تزوير و دغلبازي سياسي نبوده است؛ زيرا درست در همين ايام يک هيأت انگليسي تحت نظر سرآنتوني شرلي و برادرش رابرت به ايران رسيده و مورد توجه شاه عباس قرار گرفته بود که ناگهان سروکله اين دو کشيش که قصد رفتن به رم يا ليسبون داشتند در اصفهان پيدا شد (فوريه 1599/ رجب 1007). درست است که فيليپ پادشاه اسپانيا که برقراري روابط را با ايران لازم مي دانست در دستورالعمل مورخ 15 فوريه 24/1594 جمادي الثاني 1002 نايب السلطنه ي هند ماتياس آلبوکرک را به لزوم حفظ ارتباط سياسي با ايران توصيه کرده بود و باز در 1004 به لزوم اين مطلب به نايب السطنه جديد درياسالار دم فرانسيسکو داگاما اشاره کرده بود، ولي روشن است که اين دو کشيش نامزدان حقيقي سفارت به دربار ايران و رسانيدن نامه ي پادشاه اسپانيا و پرتغال به شهريار جوان و پرآوازه ي ايران نبودند. بلکه اينان کشيشاني بودند که پس از سالها اقامت در فيليپين و دور از وطن، عازم اروپا بودند که ناگهان از طرف عمال دولت پرتغال در هند، در شهر گوآ مأموريت مي يابند که سر از کار هيأت انگليسي در ايران در آورند و تا آنجا که مي توانند از پيشرفت مقاصد انگليسيها در ايران جلوگيري نمايند. چنانکه همين نيکولا دي ملو به شاه عباس توصيه کرده بود که هرگز به وعده هاي سرآنتوني و دولت انگلستان اعتماد نکند و دوستي پادشاه اسپانيا را که ديرينه و استوار است همچنان نگه دارد، همين کشيش به شاه ايران پيشنهاد نموده بود که اگر او مذاکره ي خود را با سرآنتوني قطع کند، او به ياري خدا تمام دول عيسوي را بر ضد ترکان مسيحي متحد خواهد ساخت. اتفقا سرآنتوني هم خود متوجه اين نکته شده بود. وي بصراحت اظهار داشته:



این مطلب با زحمات کاربرای این سایت جمع آوری شده است
اخلاق حکم می کند در صورت برداشت از سایت منبع را ذکر کنید!

 

آخرین ارسال Golabi
موضوع انجمن آخرین نویسنده پاسخ نمایش تاریخ آخرین نوشته
عكسي كمتر ديده شده از جواني خاتمي عکس شخصیت ها Golabi 0 4538 12 اسفند 1391 22:39
تفاوت Wireless و Wi-Fi سایر مقالات شبكه Golabi 0 3306 12 اسفند 1391 22:36
مقاله کامل الزامات توسعه مارپیچی محصول مقالات حسابداري Golabi 0 1325 11 اسفند 1391 10:37
آموزش نوشتن پایان نامه مقالات و مطالب علمی و فرهنگی Golabi 0 3209 11 اسفند 1391 10:33
نـگاهی به محصـولات اپـل در سـال 2013 جدیدترین اخبار وب Golabi 0 1429 8 اسفند 1391 00:11
مدل لباس بارداری 2013 مدل لباس زنانه Golabi 0 2282 8 اسفند 1391 00:01
طرز تهیه دسر خورده شیشه آموزش تهیه دسر و سالاد Golabi 0 2170 7 اسفند 1391 23:58


روابط ايران با پرتغال و اسپانيا در دوران شاه عباس صفوي 26 مهر 1389   #2 (لینک)
Golabi


Golabi آواتار ها

مدیر بازنشسته
 
Golabi آنلاین نیست.

پاسخ : روابط ايران با پرتغال و اسپانيا در دوران شاه عباس صفوي پاسخ : روابط ايران با پرتغال و اسپانيا در دوران شاه عباس صفوي

چون عمال دولت پرتغال در جزيره ي هرموز از رسيدن وي به ايران آگاه شدند، مخصوصا اين دو کشيش را به دربار شاه عباس فرستادند تا به وسيله ي آن دو، از منظور اصلي مسافرت او و همکارانش آگاه شوند و حتي الامکان شاه عباس را از بستن قراردادهاي سياسي و بازرگاني با دولت انگليس منصرف سازند.
وقتي شاه عباس، هيأتي مرکب از آنتوني شرلي و حسينعلي بيک را مأمور دربارهاي اروپا من جمله دربار اسپانيا کرد اين دو کشيش هم با هيأت سفارت به راه افتادند و در راه نيز کشيش سياست پيشه تا آنجا که توانست در گفتار و رفتار آنتوني شرلي مخالفت کرد به حدي که آنتوني شرلي او را به عنوان «خيانت به شاه ايران» به زندان انداخت و به قولي چندان فتنه برانگيخت و شر بر پا کرد که به امر تزار روسيه او را زنده زنده در آتش سوختند.
موضوع مأموريت سفارت شاه ايران رساندن توصيه شاه عباس به دربارهاي اروپا بود. شاه ايران توصيه مي کرد که دول اروپايي از نزاع و جدال با يکديگر دست بردارند و همگي با هم جبهه ي متحدي براي جنگ با دولت عثماني که دشمن مشترک ايران و اروپا بود تشکيل دهند و با هماهنگي يکديگر يکباره از شرق و غرب بر وي بتازند. ضمنا شاه عباس وعده داده بود که اگر دول اروپا چنين کنند، وي سراسر مرزهاي کشور خود را به روي مسيحيان باز خواهد نمود و آنان را در ساختن خانه و کليسا براي خويش آزاد خواهد گذاشت و حتي به اتباع مسيحي خود مثل ارمنيان و گرجيان سفارش خواهد نمود که مانند همه عيسويان جهان از کليساي کاتوليک پيروي کنند.
از سفر آنتوني شرلي و حسينعلي بيک بيات - چنانکه در فصل روابط ايران و انگليس بتفصيل خواهد آمد - نتيجه اي به دست نيامد؛ زيرا بين آنتوني شرلي و حسينعلي بيک اختلاف افتاد و آنتوني شرلي ديگر به ايران بازنگشت و حسينعلي بيک بيات هم که به دربار اسپانيا راه يافت هرگز به نتيجه اي نرسيد يا اگر رسيد خبر و اثري از نتيجه سفارت وي در کتب تاريخ ايران و اروپا نيست. ما اينقدر مي دانيم که وي در اواسط سال 1602/1010 به قصد بندر هرموز از ليسبون به کشتي نشسته و در نيمه اول سال 1602/1011 به شيراز بازگشته است.
اما در مدتي که دربار ايران در انتظار بازگشت حسينعلي بيک بيات بود، يعني در همين سال 1602/1010 واقعه ي مهمي روي داد که اساس فرمانروايي پرتغاليان را در خليج فارس متزلزل ساخت.

 
روابط ايران با پرتغال و اسپانيا در دوران شاه عباس صفوي 26 مهر 1389   #3 (لینک)
Golabi


Golabi آواتار ها

مدیر بازنشسته
 
Golabi آنلاین نیست.

پاسخ : روابط ايران با پرتغال و اسپانيا در دوران شاه عباس صفوي پاسخ : روابط ايران با پرتغال و اسپانيا در دوران شاه عباس صفوي

توضيح اينکه ايرانيان جزيره ي هرموز و ديگر نواحي خليج که بالاجبار در زير سلطه پرتغاليان سودجوي سنگدل و متکبر مي زيستند يک لحظه از انديشه ي مبارزه با دشمن متجاوز و باز يافتن استقلال و آزادي خويش غفلت نمي ورزيدند. از اين مردان دلير يکي هم رئيس شرف الدين وزير مقتدر و همه کاره ي فيروزشاه از ملوک جزيره ي هرموز بود که ظاهرا با پرتغاليان زرومند نشست و برخاستي داشت، ولي در نهان در شکست کار ايشان مي کوشيد.
در اين هنگام در بحرين که از مناطق مهم تحت تصرف پرتغاليان بود نارضايتي عمومي و تمايل به مبارزه با فاتحان احساس مي شد. بحرين از همان بدو تصرف به دست پرتغاليها با فاتحان به مبارزه دست زد. در سال 926 پرتغاليها اين جزيره را گرفتند، ولي هنوز سالي نگذشته بود که مردم جزيره بر ضد متجاوزان شوريدند و رئيس دارالتجاره ي پرتغاليان را به دار آويختند و جمعي از پرتغاليان و مسيحيان ديگر را کشتند و فاتحان بزحمت توانستند اين شورشها را سرکوب کنند.
در سال 1010 نيز که آثار اين عدم رضايت عمومي کم و بيش به چشم مي رسيد، رئيس شرف الدين حکومت بحرين را به برادر خود رئيس رکن الدين مسعود سپرد. حکمران جديد که ناتواني دولت هرموز و تجاوز و زورگويي پرتغاليان را در خليج و جزاير و سواحلش مي ديد، به فکر افتاد که بحرين را از سلطه ي پرتغاليان برهاند و براي اين منظور از مردم بحرين که منتظر فرصت براي حمله به دشمن متجاوز بودند ياري خواست و آنان نيز با او همداستان شدند. آنگاه از يکي از متنفذان فارس نيز به نام خواجه معين الدين فالي که با او خويشاوندي داشت، استمداد جست. خواجه معين الدين، الله وردي خان حکمران مقتدر فارس را از ماجرا خبر داد و والي فارس نيز از خدا خواسته، باطنا به قصد تصرف بحرين و ظاهرا به عنوان کمک به رئيس رکن الدين در رفع تجاوزات پرتغاليها عده اي تفنگچي در اختيار خواجه معين الدين گذاشت و خواجه معين الدين با سپاهي مرکب از تفنگچيان دولتي و افراد ناحيه ي فال و اسير و مرودشت به بحرين رفت و سربازان در بحرين شبانه به خانه ي رئيس رکن الدين مسعود ريختند و او را کشتند و بحرين را براي دولت ايران متصرف شدند.
مقارن اين وقايع هيأت سياسي ديگري از طرف دولت اسپانيا به ايران رسيد. انديشه ي فرستادن اين هيأت سياسي جديد از هنگامي پيش آمد که حسينعلي بيک بيات از رم عازم اسپانيا گرديد (اوايل سال 1010ق / 1601 م). فيليپ پادشاه اسپانيا خواست هيأتي از کشيشان مسيحي را به قصد تبليغ مسيحيت به ايران فرستند. وي انجام اين کار را از دم آرياس سالدانها (6) نايب السلطنه هند پرتغال و آلکسيس دومنزس (7) اسقف بندر گوآ خواستار شد. آنان نيز هيأتي از کشيشان را به نامهاي ژرمينو داکروز (8) و کريستوفولو دااسپريتوس سانتو (9) و آنتونيو دوگووه آ (10) به ايران فرستاد. رياست اين هيأت بر عهده آنتونيو بود. وي و همراهانش در 22 شعبان 15/1010 فوريه 1602 به راه افتادند و در ربيع الاول سال 1011 اوت 1602 در مشهد به حضور شاه عباس رسيدند. شاه آنان را با محبت و گرمي تمام پذيرفت و حتي عده اي از بزرگان دربار خود من جمله رابرت شرلي را به استقبال فرستاد و ژرمينو نامه هاي پادشاه اسپانيا و هداياي نايب السلطنه ي هند پرتغال را تقديم داشت و از طرف اسقف گوآ نيز نسخه اي از کتاب شرح زندگاني عيسي مسيح را که جلدي سخت گرانبها داشت به شاه عباس پيشکش نمود. اين هيأت سياسي علاوه بر تبليغ مسيحيت دو منظور ديگر نيز داشت. يکي آنکه بنيان منافع پرتغال را در ايران که بر اثر فتح بحرين سستي و کاستي يافته بود نيرو و استحکام بخشد و ديگر آنکه شاه عباس را از عقد قرارداد بازرگاني با انگليس بازدارد.

 
روابط ايران با پرتغال و اسپانيا در دوران شاه عباس صفوي 26 مهر 1389   #4 (لینک)
Golabi


Golabi آواتار ها

مدیر بازنشسته
 
Golabi آنلاین نیست.

پاسخ : روابط ايران با پرتغال و اسپانيا در دوران شاه عباس صفوي پاسخ : روابط ايران با پرتغال و اسپانيا در دوران شاه عباس صفوي

شاه عباس با کشيش آنتونيو از در موافقت درآمد واو را با همراهانش به کاشان و اصفهان برد و اجازه داد که در اصفهان کليسايي براي عيسويان بنا نمايد و حتي مخارج کاشيکاري آن را از خزانه ي خويش پرداخت و وعده کرد که مبلغان مسيحي را در وظيفه ي تبليغي خويش آزاد گذارد مشروط بدانکه پاپ و پادشاه اسپانيا به جنگ با ترکان برخيزند. اندکي بعد از اين قضايا، شاه عباس که به وسيله ي آنتونيوي کشيش اطمينان يافته بود که پرتغاليان در خليج مزاحم جزاير و سواحل خليج فارس نخواهند شد، ناگهان با سپاهيان زبده ي خود برق آسا به آذربايجان حمله برد و اين قسمت از خاک ايران را که نزديک به بيست سال در تصرف ترکان باقي مانده بود به زور شمشير از چنگ آنان بيرون آورد. هيأت سياسي و مذهبي اسپانيا تا حد زيادي در مأموريت خود توفيق يافته بود، زيرا به دنبال مذاکرات نيکولا دي ملو با شاه و اجازه ي شاه در مورد ايجاد يک کليساي کاتوليک و تأسيساتي براي مرکزيت کاتوليکها، هيأت اسپانيا اجازه يافته بود که مرکزي براي مسيحيان فرقه ي سن آگوستين (11) ساکن ايران و کليسايي جهت پيروان آن فرقه تأسيس کنند و در ورود به اصفهان نيز کشيشان اجازه اقامت چند تن کشيش پرتغالي را در ايران به دست آوردند و شاه عباس بدانان اجازه داد که در اصفهان اقامت گزينند و حتي ناحيه ي سرسبزي از اصفهان را براي سکونت ايشان معين کرد. البته انديشه ي ايجاد کليسا براي پيروان فرقه سن آگوستين بلافاصله با مخالفت شديد ديگر فرقه هاي مسيحي روبه روشد و کشيشان پرتغالي هم مصلحت در آن ديدند که يک چند به سکوت بگذرانند.
در همين روزها که کشيشان پرتغالي به وظايف سياسي و مذهبي خود سرگرم بودند، هيأت ديگري از کشيشان نيز از طرف پاپ کلمان هشتم (12) با نامه اي از پادشاه اسپانيا و پرتغال رسيد (25 جمادي الاول 1011/ 10 نوامبر 1602). هيأت جديد مرکب بود از دو کشيش
پرتغالي به اسامي فرانسيسکو داکوستا (13) و ديوگو دوميراندا (14) همراه با يک افسر ارتش از مردم ليسبون که کشورهاي شرقي را بخوبي مي شناخت. نمايندگان پاپ کلمان هشتم دونامه از طرف پاپ يکي براي شاه آورده بودند و يکي براي ملکه، و با آنان نيز مانند ديگر فرستادگان مأموريت داشتند که اولا نظر شاه ايران را به اتحاد نظامي با اسپانيا و ايجاد جبهه متحد بر ضد ترکان عثماني جلب کنند و ثانيا براي مسيحيان تسهيلات بيشتري در ايران پيشنهاد نمايند؛ اما چندان طولي نکشيد که بين اعضاي اين هيأت و همچنين بين افراد هيأتهاي جديد و قديم اختلاف افتاده و کار از مکابره به مشاجره و منازعه کشيد و طرفين دست به تحريک درباره ي يکديگر زدند و اين رفتار آنان موجب کاهش اعتبار کليسا و کشيشان در نظر شاه عباس شد به طوري که وقتي از شهريار ايران اجازه ي احداث کليسا خواستند شاه عباس بدانان گفت اکنون دادن اجازه ي ساختمان کليسا به پيروان فرقه ي شما مصلحت نيست، زيرا خطر آن است که مورد اعتراض مسلمانان قرار گيرد و شايد هم مسيحيان را بکشند، بهتر است که شما به کشور خود باز گرديد و پادشاه اسپانيا و پرتغال را به جنگ با عثمانيان واداريد آنگاه بياييد و نه فقط در اصفهان بلکه در همه شهرهاي ايران کليسا بسازيد؛ زيرا در آن هنگام اگر مسلمانان اعتراض کردند، من مي گويم که آنها هم در برابر دشمنان به ما کمک کرده اند.

 
برچسب ها
پرتغال, ايران, اسپانيا, با, دوران, در, روابط, شاه, صفوي, عباس

  



کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 

(نمایش همه كاربراني كه از اين موضوع بازدید نمودند: 2 نفر
Golabi, knt
ابزارهای موضوع
نحوه نمایش امتیاز به این موضوع
امتیاز به این موضوع:

انتخاب سریع یک انجمن

دانلود فایل,مقاله, سورس کد

Powered by vBulletin, Copyright ©2000 - 2018, Jelsoft Enterprises Ltd.
All right reserved ©2009 - 2018, Parsiland.com
کپی برداری از این سایت به هر نحو ممنوع می باشد!